كه پيش از تو آمدند ، مردانى بودند كه وحى به آنها ميفرستاديم « ( * ( وَما أَرْسَلْنا قَبْلَكَ إِلَّا رِجالًا نُوحِي إِلَيْهِمْ ) * ) .
اين يك واقعيت تاريخى است كه همگان از آن آگاهند « و اگر شما نمىدانيد از آگاهان بپرسيد » ( * ( فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ ) * ) .
اهل ذكر كيانند ؟
بدون شك « اهل ذكر » از نظر مفهوم لغوى ، تمام آگاهان و مطلعان را در بر مىگيرد و آيه فوق بيانگر يك قانون كلى عقلايى در مورد « رجوع جاهل به عالم » است ، هر چند مورد و مصداق آيه ، دانشمندان اهل كتاب بودند ولى اين مانع كليت قانون نيست .
به همين دليل دانشمندان و فقهاى اسلام به اين آيه براى مساله « جواز تقليد از مجتهدان اسلامى » استدلال كردهاند .
و اگر مىبينيم در رواياتى كه از طرق اهل بيت ع به ما رسيده ، اهل ذكر به على ع يا ساير امامان اهل بيت ع تفسير شده به معنى انحصار نيست ، بلكه بيان واضحترين مصداقهاى اين قانون كلى است .
توضيح بيشتر را در اين باره ، در تفسير آيه 43 سوره نحل ( جلد 11 صفحه 240 تا 246 ) مطالعه فرمائيد .
آيه بعد توضيح بيشترى در مورد بشر بودن پيامبران مىدهد و مىگويد :
« ما پيامبران را پيكرهايى كه غذا نخورند قرار نداديم و آنها هرگز عمر جاويدان نداشتند » ( * ( وَما جَعَلْناهُمْ جَسَداً لا يَأْكُلُونَ الطَّعامَ وَما كانُوا خالِدِينَ ) * ) .
جمله « * ( لا يَأْكُلُونَ الطَّعامَ ) * » اشاره به چيزى است كه در جاى ديگر از قرآن در ارتباط با همين ايراد آمده است : وَقالُوا ما لِهذَا الرَّسُولِ يَأْكُلُ الطَّعامَ