و اما جمع ميان گرسنگى و برهنگى ممكن است بخاطر اين باشد كه گرسنگى نيز نوعى از برهنگى درون از غذا است ! ( بهتر اين است كه گفته شود اين دو - برهنگى و گرسنگى - دو نشانه مشخص فقر است كه معمولا با هم آورده مىشوند ) .
به هر حال در اين دو آيه به چهار نياز اصلى و ابتدايى انسان يعنى نياز به غذا و آب و لباس و مسكن ( پوشش در مقابل آفتاب ) اشاره شده است ، تامين اين نيازمنديها در بهشت بخاطر وفور نعمت بوده است و در واقع ذكر اين امور توضيحى است براى آنچه در جمله « فتشقى » ( به زحمت خواهى افتاد ) آمده است .
اما با اين همه شيطان كمر عداوت و دشمنى را با آدم بسته بود ، به همين دليل آرام ننشست « و شروع به وسوسه آدم كرد و گفت اى آدم ! آيا درخت عمر جاويدان را به تو نشان بدهم كه هر كس از ميوه آن بخورد هميشه زنده خواهد بود ، آيا راه رسيدن به حكومت و سلطنت هميشگى را مىخواهى بدانى » ؟ ! ( * ( فَوَسْوَسَ إِلَيْه الشَّيْطانُ قالَ يا آدَمُ هَلْ أَدُلُّكَ عَلى شَجَرَةِ الْخُلْدِ وَمُلْكٍ لا يَبْلى ) * ) .
« وسوسه » در اصل به معنى صداى بسيار آهسته است ، سپس به خطور مطالب بد و افكار بىاساس به ذهن گفته شده ، اعم اينكه از درون خود انسان بجوشد و يا كسى از بيرون عامل آن شود .
در واقع شيطان حساب كرد تمايل آدم به چيست و به اينجا رسيد كه او تمايل به زندگى جاويدان و رسيدن به قدرت بىزوال دارد ، لذا براى كشاندن او به مخالفت فرمان پروردگار از اين دو عامل استفاده كرد ، و به تعبير ديگر همانگونه كه خداوند به آدم وعده داد كه اگر شيطان را از خود دور سازى هميشه در بهشت مشمول نعمتهاى پروردگارت خواهى بود ، شيطان نيز در وسوسه هايش انگشت روى همين نقطه گذارد ، آرى هميشه شيطانها در آغاز برنامههاى خود را
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 321
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٣٢١