از ماده شقاوت و يكى از معانى شقاوت درد و رنج است ) .
در اينجا سؤالى پيش مىآيد كه چرا خداوند نخست روى سخن را به هر دو يعنى آدم و حوا كرده و فرمود : * ( فَلا يُخْرِجَنَّكُما مِنَ الْجَنَّةِ ) * ( شيطان شما دو نفر را از بهشت بيرون نكند ) ولى نتيجه بيرون آمدن را به صورت مفرد در مورد آدم گفته ، مىگويد : « فتشقى » : « تو اى آدم به درد و رنج خواهى افتاد » .
اين اختلاف تعبير ممكن است اشاره به اين نكته باشد كه درد و رنجها در درجه اول متوجه آدم بود و حتى او وظيفه داشت كه مشكلات همسرش حوا را نيز به دوش كشد و چنين بوده مسئوليت مردان از همان آغاز كار ! يا اينكه : چون عهد و پيمان از آغاز متوجه آدم بوده ، نقطه پايان نيز متوجه او شده است .
سپس خداوند آسايش بهشت و درد و رنج محيط بيرون آن را براى آدم چنين شرح مىدهد « تو در اينجا گرسنه نخواهى شد و برهنه نمىشوى » ( * ( إِنَّ لَكَ أَلَّا تَجُوعَ فِيها وَلا تَعْرى ) * ) .
« و تو در آن تشنه نخواهى شد و آفتاب سوزان آزارت نمىدهد » ( * ( وَأَنَّكَ لا تَظْمَؤُا فِيها وَلا تَضْحى ) * ) .
در اينجا سؤالى براى مفسران مطرح شده و آن اينكه چرا در اين آيات تشنگى با تابش آفتاب ، و گرسنگى با برهنگى ذكر شده ، در حالى كه معمولا تشنگى را با گرسنگى همراه مىآورند ؟
در پاسخ اين سؤال چنين گفتهاند كه ميان « تشنگى » و « تابش آفتاب » پيوند انكارناپذيرى است ، ( « تضحى » از ماده « ضحى » به معنى تابش آفتاب بدون حجاب ابر و مانند آن است ) .
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 320
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٣٢٠