بنا بر اين ، بحث مشروحى كه بعضى از مفسران در باره بيرون آوردن كفش از پا كردهاند ، و اقوالى از مفسران نقل نمودهاند زائد به نظر مىرسد ( البته رواياتى در زمينه تاويل اين آيه نقل شده كه هنگام ذكر نكات از آن بحث خواهيم كرد ) .
تعبير به « طوى » يا به خاطر آنست كه نام آن سرزمين ، سرزمين طوى بوده است ، همانگونه كه غالب مفسران گفتهاند ، و يا اينكه « طوى » كه در اصل به معنى پيچيدن است در اينجا كنايه از آنست كه اين سرزمين را بركات معنوى از هر سو احاطه كرده بود ، به همين جهت در آيه 30 سوره قصص از آن به عنوان « الْبُقْعَةِ الْمُبارَكَةِ » تعبير شده است .
سپس از همان گوينده اين سخن را نيز شنيد : « و من تو را براى مقام رسالت برگزيدهام ، اكنون به آنچه به تو وحى مىشود گوش فرا ده » ! ( * ( وَأَنَا اخْتَرْتُكَ فَاسْتَمِعْ لِما يُوحى ) * ) .
و به دنبال آن نخستين جمله وحى را موسى به اين صورت دريافت كرد « من » اللَّه « هستم ، معبودى جز من نيست » ( * ( إِنَّنِي أَنَا اللَّه لا إِله إِلَّا أَنَا ) * ) .
« اكنون كه چنين است تنها مرا عبادت كن ، عبادتى خالص از هر گونه شرك » ( * ( فَاعْبُدْنِي ) * ) .
« و نماز را برپاى دار ، تا هميشه به ياد من باشى » ( * ( وَأَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِي ) * ) .
در اين آيه پس از بيان مهمترين اصل دعوت انبياء كه مساله توحيد است موضوع عبادت خداوند يگانه به عنوان يك ثمره براى درخت ايمان و توحيد بيان شده ، و به دنبال آن دستور به نماز ، يعنى بزرگترين عبادت و مهمترين پيوند خلق با خالق و مؤثرترين راه براى فراموش نكردن ذات پاك او داده شده .
اين سه دستور با فرمان رسالت كه در آيه قبل بود ، و مساله معاد كه در آيه
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 169
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص١٦٩