تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
فرا گرفته ، پيدا است اگر كتابى نازل كند چه اندازه پر محتوا و پر بار است . باز به معرفى پروردگار نازل كننده قرآن ادامه مىدهد و مىگويد : « او خداوندى است رحمان كه فيض رحمتش همه جا را فرا گرفته ، و بر عرش مسلط است » ( * ( الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى ) * ) . همانگونه كه قبلا در تفسير آيه ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ ( اعراف - 54 ) گفته‌ايم « عرش » در لغت به چيزى مىگويند كه داراى سقف است و گاهى به خود سقف و يا تختهاى پايه بلند مانند تختهاى سلاطين نيز عرش اطلاق مىشود . در داستان « سليمان » ، مىخوانيم : أَيُّكُمْ يَأْتِينِي بِعَرْشِها : « كداميك از شما مىتوانيد تخت او ( بلقيس ) را براى من حاضر كنيد » ( نمل - 38 ) . بديهى است خداوند نه تختى دارد و نه حكومتى همانند حاكمان بشر ، بلكه منظور از « عرش خدا » مجموعه جهان هستى است كه تخت حكومت او محسوب مىشود . بنا بر اين « اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ » ، كنايه از تسلط پروردگار و احاطه كامل او نسبت به جهان هستى و نفوذ امر و فرمان و تدبيرش در سراسر عالم است . اصولا كلمه « عرش » در لغت عرب و « تخت » در فارسى غالبا كنايه از قدرت مىباشد ، مثلا مىگوئيم فلان كس را از تخت فرو كشيدند ، يعنى به قدرت و حكومتش پايان دادند ، يا در عربى مىگوئيم : ثل عرشه ( تختش فرو ريخت ) ( 1 ) . به هر حال بسيار كودكانه است اگر كسانى بخواهند از اين تعبير توهم جسميت خداوند را بكنند . به دنبال « حاكميت » خدا بر عالم هستى از « مالكيت » او سخن مىگويد :
هامش
( 1 ) در جلد 6 تفسير نمونه صفحه 204 نيز در اين باره سخن گفته‌ايم .