انسان را از فعاليت و ضروريات زندگى بازمىدارد بلكه زبان ملامت مردم را بر او مىگشايد .
« محسور » از ماده « حسر » ( بر وزن قصر ) در اصل معنى كنار زدن لباس و برهنه ساختن قسمت زير آن است ، به همين جهت « حاسر » به جنگجويى مىگويند كه زره در تن و كلاه خود بر سر نداشته باشد .
به حيواناتى كه بر اثر كثرت راه رفتن خسته و وامانده مىشوند ، كلمه « حسير » و « حاسر » اطلاق شده است ، گويى تمام گوشت تن آنها يا قدرت و نيرويشان كنار مىرود و برهنه مىشوند .
و بعدا اين مفهوم توسعه يافته به هر شخص خسته و وامانده كه از رسيدن به مقصد عاجز است « محسور » يا « حسير » و « حاسر » گفته مىشود .
« حسرت » به معنى غم و اندوه نيز از همين ماده گرفته شده ، چرا كه اين حالت به انسان معمولا در مواقعى دست مىدهد كه نيروى جبران مشكلات و شكستها را از دست داده ، گويى از توانايى و قدرت برهنه شده است .
در مورد مساله انفاق و بخشش اگر از حد بگذرد و تمام توان و نيروى انسان جذب آن گردد ، طبيعى است كه انسان از ادامه كار و فعاليت و سامان دادن به زندگى خود وامىماند ، برهنه از نيروها و سرشار از غم مىگردد ، و طبعا از ارتباط و پيوند با مردم نيز قطع خواهد شد .
در بعضى از روايات كه در شان نزول اين آيه نقل شده اين مطلب به وضوح ديده مىشود ، در روايتى مىخوانيم پيامبر ص در خانه بود سؤال كننده اى بر در خانه آمد چون چيزى براى بخشش آماده نبود ، و او تقاضاى پيراهن كرد ، پيامبر ص پيراهن خود را به او داد ، و همين امر سبب شد كه نتواند آن روز براى نماز به مسجد برود .
اين پيش آمد زبان كفار را باز كرد ، گفتند : محمد خواب مانده يا مشغول
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 91
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٩١