و - اعتراف به واقعيتها و موضعگيرى هماهنگ با آنها درس ديگرى است كه از اين داستان مىآموزيم ، هنگامى كه موسى سه بار به طور ناخواسته گرفتار پيمانشكنى در برابر دوست عالمش شد به خوبى دريافت كه ديگر نمىتواند با او همگام باشد ، و با اينكه فراق اين استاد براى او سخت ناگوار بود در برابر اين واقعيت تلخ ، لجاجت به خرج نداد ، و منصفانه حق را به آن مرد عالم داد ، صميمانه از او جدا شد و برنامه كار خويش را پيش گرفت ، در حالى كه از همين دوستى كوتاه گنجهاى عظيمى از حقيقت اندوخته بود .
انسان نبايد تا آخر عمر مشغول آزمايش خويش باشد و زندگى را تبديل به آزمايشگاهى براى آينده اى كه هرگز نمىآيد تبديل كند ، هنگامى كه چند بار مطلبى را آزمود بايد به نتيجه آن گردن نهد .
ز - آثار ايمان پدران براى فرزندان - خضر به خاطر يك پدر صالح و درستكار ، حمايت از فرزندانش را در آن قسمتى كه مىتوانست بر عهده گرفت ، يعنى فرزند در پرتو ايمان و امانت پدر مىتواند سعادتمند شود و نتيجه نيك آن عائد فرزند او هم بشود ، در پاره اى از روايات مىخوانيم آن مرد صالح پدر بلا واسطه يتيمان نبود بلكه از اجداد دورش محسوب مىشد ( آرى چنين است تاثير عمل صالح ) ( 1 ) .
از نشانههاى صالح بودن اين پدر همان است كه او گنجى از معنويت و اندرزهاى حكيمانه براى فرزندان خود به يادگار گذارد .
ح - كوتاهى عمر بخاطر آزار پدر و مادر - جايى كه فرزندى به خاطر آنكه در آينده پدر و مادر خويش را آزار مىدهد و در برابر آنها طغيان و كفران مىكند و يا آنها را از راه الهى به در مىبرد مستحق مرگ باشد چگونه است حال فرزندى كه هم اكنون مشغول به اين گناه است ، آنها در پيشگاه خدا چه
هامش
( 1 ) نور الثقلين جلد سوم صفحه 289 .