تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 511

مساهمون:

ص٥١١
« يوشع » از خدا مىخواهد كه با « الياس » ملاقات كند ، و چون دعايش مستجاب مىشود ، و به ملاقات الياس مفتخر مىگردد از وى مىخواهد كه به برخى از اسرار اطلاع يابد ، الياس به وى مىگويد تو را طاقت تحمل نيست ، اما يوشع اصرار مىورزد ، و الياس در خواست او را اجابت مىكند ، مشروط بر آن كه راجع به هر چه مىبيند پرسشى نكند ، و اگر يوشع تخلف ورزد الياس او را ترك كند ، با اين قرار داد ، يوشع و الياس همسفر ميشوند . در خلال مسافرت خويش اول به خانه اى وارد مىشوند كه صاحبخانه از آنها گرم پذيرايى مىكند ، خانواده ساكن اين خانه از ما يملك دنيا تنها يك گاو داشتند كه از فروش شير آن گذران مىكردند ، الياس دستور مىدهد كه صاحبخانه آن گاو را بكشد ، و يوشع از اين كردار سخت دچار تعجب و شگفتى مىگردد ، و از وى علت آن را مىپرسد ، الياس قرار داد را به وى متذكر شده و او را به مفارقت تهديد مىكند ، لا جرم يوشع دم برنمىآورد . از آنجا هر دو به قريه ديگرى سفر مىكنند و به خانه توانگرى وارد مىشوند ، در اين خانه الياس دست به كار گل مىشود ، و ديوارى را كه در شرف ويرانى بود مرمت مىكند . در قريه ديگرى چند نفر از مردم آن ده در محلى اجتماع داشتند و از اين دو نفر خوب پذيرايى نمىكنند الياس ايشان را دعا مىكند كه همگى رياست يابند . در قريه چهارم از آنان پذيرايى گرم مىشود ، الياس دعا مىكند كه فقط يكى از آنان به رياست برسد ! ، بالآخره « يوشع بن لاوى » طاقت نمىآورد ، و راجع به چهار واقعه مىپرسد ، الياس مىگويد : در خانه اول زوجه صاحبخانه بيمار بود و اگر آن گاو به رسم صدقه قربانى نمىشده آن زن در مىگذشت ، و خسارتش براى صاحبخانه بيش از خسارتى بود كه از ذبح گاو حاصل مىگرديد . در خانه دوم زير ديوار گنجى بود كه مىبايست براى كودكى يتيم