حقيقت را بيان كرد و گفت « * ( ما فَعَلْتُه عَنْ أَمْرِي ) * » « من هرگز پيش خود اين كار را انجام ندادم » بلكه درست طبق يك برنامه الهى و ضابطه و خطى كه به من داده شده است گام برمىدارم .
و به اين ترتيب تضاد بر طرف خواهد شد .
و اينكه مىبينيم موسى تاب تحمل كارهاى خضر را نداشت بخاطر همين بود كه خط ماموريت او از خط ماموريت خضر جدا بود ، لذا هر بار مشاهده مىكرد گامش بر خلاف ظواهر قانون شرع است فرياد اعتراضش بلند مىشد ، ولى خضر با خونسردى به راه خود ادامه مىداد ، و چون اين دو رهبر بزرگ الهى بخاطر ماموريتهاى متفاوت نمىتوانستند براى هميشه با هم زندگى كنند « * ( هذا فِراقُ بَيْنِي وَبَيْنِكَ ) * » را گفت .
2 - خضر ، كه بود ؟
همانگونه كه ديديم در قرآن مجيد صريحا نامى از خضر برده نشده و از رفيق يا استاد موسى تنها به عنوان « عَبْداً مِنْ عِبادِنا آتَيْناه رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا وَعَلَّمْناه مِنْ لَدُنَّا عِلْماً » كه بيانگر مقام عبوديت و علم و دانش خاص او است ، ياد شده است لذا ما هم غالبا از وى به عنوان « مرد عالم » ياد كرديم .
ولى در روايات متعددى اين مرد عالم بنام « خضر » معرفى شده است ، و از بعضى از روايات استفاده مىشود كه اسم اصلى او « بليا ابن ملكان » بوده ، و خضر لقب او است ، زيرا هر كجا گام مىنهاده زمين از قدومش سرسبز مىشده است .
بعضى نيز احتمال دادهاند كه نام اين مرد عالم ، « الياس » بوده ، و از همين جا اين تصور پيدا شده است كه ممكن است « الياس » و « خضر » نام يك نفر باشد ، ولى مشهور و معروف ميان مفسران و راويان حديث همان اول است .