كه ايمان و عمل صالح را شامل مىشود ، هم در امور دينى و هم در امور مادى ، و شايد اين تعبير پاسخى بود به اعتراض موسى كه مىگفت تو « نفس زكيه » اى را كشتى ، او در جواب مىگويد : نه اين پاكيزه نبود مىخواستيم خدا به جاى او فرزند پاكيزه اى به آنها بدهد ! .
در چندين حديث كه در منابع مختلف اسلامى آمده است مىخوانيم :
ابدلهما اللَّه به جارية ولدت سبعين نبيا : « خداوند بجاى آن پسر ، دخترى به آنها داد كه هفتاد پيامبر از نسل او به وجود آمدند » ( 1 ) ! در آخرين آيه مورد بحث ، مرد عالم پرده از روى راز سومين كار خود يعنى تعمير ديوار برمىدارد و چنين مىگويد : « اما ديوار متعلق به دو نوجوان يتيم در شهر بود ، و زير آن گنجى متعلق به آنها وجود داشت و پدر آنها مرد صالحى بود » ( * ( وَأَمَّا الْجِدارُ فَكانَ لِغُلامَيْنِ يَتِيمَيْنِ فِي الْمَدِينَةِ وَكانَ تَحْتَه كَنْزٌ لَهُما وَكانَ أَبُوهُما صالِحاً ) * ) .
« پروردگار تو مىخواست آنها به سرحد بلوغ برسند ، و گنجشان را استخراج كنند » ( * ( فَأَرادَ رَبُّكَ أَنْ يَبْلُغا أَشُدَّهُما وَيَسْتَخْرِجا كَنزَهُما ) * ) .
« اين رحمتى بود از ناحيه پروردگار تو » ( * ( رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ ) * ) .
و من مامور بودم به خاطر نيكوكارى پدر و مادر اين دو يتيم آن ديوار را بسازم ، مبادا سقوط كند و گنج ظاهر شود و به خطر بيفتد .
در پايان براى رفع هر گونه شك و شبهه از موسى ، و براى اينكه به يقين بداند همه اين كارها بر طبق نقشه و ماموريت خاصى بوده است اضافه كرد : « و من اين كار را به دستور خودم انجام ندادم » بلكه فرمان خدا و دستور پروردگار بود ( * ( وَما فَعَلْتُه عَنْ أَمْرِي ) * ) .
هامش
( 1 ) نور الثقلين جلد 3 صفحه 286 و 287 .