آرى « اين بود سر كارهايى كه توانايى شكيبايى در برابر آنها نداشتى » ( * ( ذلِكَ تَأْوِيلُ ما لَمْ تَسْطِعْ عَلَيْه صَبْراً ) * ) .
نكتهها :
1 - ماموريت خضر در نظام تشريع بود يا تكوين ؟ !
مهمترين مساله اى كه دانشمندان بزرگ را در اين داستان به خود مشغول ساخته ماجراهاى سه گانه اى است كه اين مرد عالم در برابر موسى انجام داد ، موسى چون از باطن امر آگاه نبود زبان به اعتراض گشود ، ولى بعدا كه توضيحات استاد را شنيد قانع شد .
سؤال اين است كه آيا واقعا مىتوان اموال كسى را بدون اجازه او معيوب كرد به خاطر آنكه غاصبى آن را از بين نبرد ؟
و آيا مىتوان نوجوانى را به خاطر كارى كه در آينده انجام مىدهد مجازات كرد ؟ ! و آيا لزومى دارد كه براى حفظ مال كسى ما مجانا زحمت بكشيم و بيگارى كنيم ؟ ! در برابر اين سؤالها دو راه در پيش داريم :
نخست آنكه اينها را با موازين فقهى و قوانين شرع تطبيق دهيم ، همانگونه كه گروهى از مفسران اين راه را پيمودند .
نخستين ماجرا را منطبق بر قانون اهم و مهم دانستهاند و گفتهاند حفظ مجموعه كشتى مسلما كار اهمى بوده ، در حالى كه حفظ آن از آسيب جزئى ، چيز زيادى نبوده ، يا به تعبير ديگر خضر در اينجا « دفع افسد به فاسد » كرده ، به خصوص اينكه رضايت باطنى صاحبان كشتى را در صورتى كه از اين ماجرا آگاه مىشدند ممكن بود پيش بينى كرد ( و به تعبير فقهى ، خضر در اين كار اذن فحوى داشت ) .