گمشده اى كه موسى مامور يافتن آن بود در سرنوشتش بسيار اثر داشت و فصل تازه اى در زندگانى او مىگشود .
آرى او به دنبال مرد عالم و دانشمندى مىگشت كه مىتوانست حجابها و پرده هايى را از جلو چشم موسى كنار زند ، حقايق تازه اى را به او نشان دهد ، و درهاى علوم و دانشهايى را به رويش بگشايد .
و به زودى خواهيم ديد كه او براى پيدا كردن محل اين عالم بزرگ نشانه اى در دست داشت و به دنبال آن نشانه در حركت بود .
« به هر حال هنگامى كه به محل پيوند آن دو دريا رسيدند ماهىاى را كه همراه داشتند فراموش كردند » ( * ( فَلَمَّا بَلَغا مَجْمَعَ بَيْنِهِما نَسِيا حُوتَهُما ) * ) .
« اما عجب اينكه ماهى راه خود را در دريا پيش گرفت و روان شد » ( * ( فَاتَّخَذَ سَبِيلَه فِي الْبَحْرِ سَرَباً ) * ) ( 1 ) .
در اينكه آيا اين ماهى كه ظاهرا به عنوان غذا تهيه كرده بودند ماهى بريان يا نمكزده يا ماهى تازه بوده كه معجزه آسا زنده شد و در آب پريد و حركت كرد ، در ميان مفسران گفتگو بسيار است .
در پاره اى از كتب تفاسير نيز سخن از وجود چشمه آب حيات در آن منطقه و پاشيده شدن مقدارى از آن بر ماهى ، و جان گرفتن ماهى ، به ميان آمده ، ولى اين احتمال نيز وجود دارد كه ماهى هنوز كاملا نمرده بود زيرا هستند ماهيهايى كه بعد از خارج شدن از آب مدت قابل ملاحظه اى به صورت نيمه جان باقى ميمانند و اگر در اين مدت در آب بيفتند حيات عادى خود را از سر مىگيرند .
هامش
( 1 ) « سرب » ( بر وزن جرب ) به گونه اى كه « راغب » در « مفردات » گويد به معنى راه رفتن در سراشيبى است و « سرب » ( بر وزن حرب ) به معنى راه سراشيبى است .