و از آنجا كه برنامه تربيتى خداوند نسبت به بندگان چنين است كه تا آخرين مرحله به آنها فرصت مىدهد و هرگز مانند جباران روزگار فورا اقدام به مجازات نمىكند ، بلكه « رحمت واسعه » او هميشه ايجاب مىكند كه حد اكثر فرصت را به گناهكاران بدهد ، در آيه بعد مىگويد : « پروردگار تو آمرزنده و صاحب رحمت است » ( * ( وَرَبُّكَ الْغَفُورُ ذُو الرَّحْمَةِ ) * ) .
« اگر مىخواست آنها را به اعمالشان مجازات كند هر چه زودتر عذاب را بر آنها مىفرستاد » ( * ( لَوْ يُؤاخِذُهُمْ بِما كَسَبُوا لَعَجَّلَ لَهُمُ الْعَذابَ ) * ) .
« ولى براى آنها موعدى است كه با فرا رسيدن آن راه فرارى نخواهند داشت » ( * ( بَلْ لَهُمْ مَوْعِدٌ لَنْ يَجِدُوا مِنْ دُونِه مَوْئِلًا ) * ) » .
غفران او ايجاب مىكند كه توبه كاران را بيامرزد و رحمت او اقتضاء مىكند كه در عذاب غير آنها نيز تعجيل نكند شايد به صفوف توبه كاران بپيوندند ولى عدالت او هم اقتضا مىكند وقتى طغيان و سركشى به آخرين درجه رسيد حسابشان را صاف كند و اصولا بقاء چنين افراد فاسد و مفسد كه اميدى به اصلاحشان نيست از نظر حكمت آفرينش معنى ندارد ، بايد نابود شوند ، و زمين از لوث وجودشان پاك گردد .
و سرانجام براى آخرين تذكر و هشدار در اين سلسله آيات ، سرنوشت تلخ و دردناك ستمكاران پيشين را يادآورى كرده مىگويد : « و اينها شهرها و آباديهايى است كه ويرانههاى آنها در برابر چشم شما قرار دارد ، و ما آنها را به هنگامى كه مرتكب ظلم و ستم شدند هلاك كرديم ، و در عين حال در عذابشان تعجيل ننموديم ، بلكه موعدى براى هلاكشان قرار داديم » ( * ( وَتِلْكَ الْقُرى أَهْلَكْناهُمْ لَمَّا ظَلَمُوا وَجَعَلْنا لِمَهْلِكِهِمْ مَوْعِداً ) * ) .
هامش
( 1 ) « موئل » از ماده « وئل » ( بر وزن سرو ) به معنى ملجا و پناهگاه و وسيله نجات است