چنين سرنوشتى نبودهاند اما چون اين سرنوشت براى آنها حتمى بوده ، قرآن آن را بعنوان انتظار بيان كرده و اين يك نوع كنايه زيبا است ، درست مثل اينكه ما به فرد سركشى مىگوئيم تو فقط مىخواهى مجازات شوى ، يعنى مجازات سرنوشت حتمى تو است آن چنان كه گويا در انتظارش هستى .
به هر حال كار انسان سركش و مغرور گاه به جايى مىرسد كه نه وحى آسمانى ، نه تبليغ مستمر انبياء ، نه مشاهده درسهاى عبرت در زندگى اجتماعى ، و نه مطالعه تاريخ گذشتگان ، هيچكدام در او اثر نمىكند ، تنها چوب خدا است كه مىتواند او را بر سر عقل بياورد ، اما چه فايده كه به هنگام نزول عذاب درهاى توبه بسته مىشود و راه بازگشت و استغفار نيست .
سپس براى دلدارى پيامبر ص در برابر سماجت و لجاجت مخالفان مىفرمايد : « وظيفه تو تنها بشارت و انذار است ، ما پيامبران را جز براى بشارت و انذار نمىفرستيم » ( * ( وَما نُرْسِلُ الْمُرْسَلِينَ إِلَّا مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ ) * ) .
سپس اضافه مىكند اين مساله تازه اى نيست كه اين گونه افراد به مخالفت و استهزاء برخيزند ، بلكه « همواره افراد كافر لجوج مجادله به باطل مىكنند ، تا به گمان خود حق را از ميان ببرند ، و آيات ما و رستاخيز و عذاب و مجازات الهى را به باد استهزاء بگيرند » ( * ( وَيُجادِلُ الَّذِينَ كَفَرُوا بِالْباطِلِ لِيُدْحِضُوا بِه الْحَقَّ وَاتَّخَذُوا آياتِي وَما أُنْذِرُوا هُزُواً ) * ) ( 1 ) .
در حقيقت اين آيه شبيه آيه 42 تا 45 سوره حج است كه مىگويد : وَإِنْ يُكَذِّبُوكَ فَقَدْ كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَعادٌ وَثَمُودُ . . . « اگر آنها تو را تكذيب
هامش
( 1 ) « يدحضوا » از ماده « ادحاض » به معنى ابطال و زائل كردن است و در اصل از ماده « دحض » به معنى لغزش گرفته شده است .