تفسير : گويى تنها منتظر مجازاتند !
اين آيات يك نوع نتيجه گيرى از مجموع بحثهاى گذشته و نيز اشاره اى به بحثهاى آينده است .
نخستين آيه مىگويد : ما در اين قرآن براى مردم هر گونه مثلى را بيان كرديم « ( * ( وَلَقَدْ صَرَّفْنا فِي هذَا الْقُرْآنِ لِلنَّاسِ مِنْ كُلِّ مَثَلٍ ) * ) .
از تاريخ تكان دهنده گذشتگان نمونههاى مختلفى آورديم ، از حوادث دردناك زندگى آنها و خاطرههاى تلخ و شيرين تاريخ ، در گوش مردم فرو خوانديم و آن قدر مسائل را زير و رو كرديم تا دلهايى كه آماده پذيرش است پذيراى حق گردد ، و بر سايرين نيز اتمام حجت شود ، و جايى براى ابهام باقى نماند .
ولى با اين حال گروهى طغيانگر و سركش هرگز ايمان نياوردند ، چرا كه « انسان بيش از هر چيز به جدل مىپردازد » ( * ( وَكانَ الإِنْسانُ أَكْثَرَ شَيْءٍ جَدَلًا ) * ) « صرفنا » از ماده « تصريف » به معنى تغيير و دگرگون ساختن و از حالى به حال ديگر درآوردن است ، هدف از اين تعبير در آيه فوق آن است كه ما در لباسهاى گوناگون و چهرههاى مختلف و به هر زبانى كه امكان تاثير در آن بوده با مردم سخن گفتهايم .
« جدل » به معنى گفتگويى است كه بر اساس نزاع و تسلط بر ديگرى صورت گيرد ، و بنا بر اين « مجادله » به معنى آن است كه دو نفر در برابر هم به جر و بحث و مشاجره برخيزند ، اين كلمه در اصل - بطورى كه راغب مىگويد - از « جدلت الخيل » ( طناب را محكم تابيدم ) گرفته شده است ، گويى كسى كه چنين سخنانى مىگويد مىخواهد طرف مقابل را به زور از افكارش بپيچاند .
بعضى نيز گفتهاند اصل « جدال » به معنى كشتى گرفتن و ديگرى را بر زمين