در واقع او مىگويد : با چشم خودت ديده ، و يا لا اقل با گوش شنيده اى كه صاعقههاى آسمانى گاهى در يك لحظه كوتاه ، باغها و خانهها و زراعتها را به تلى از خاك ، يا زمينى خشك و بى آب و علف تبديل كرده است .
و نيز شنيده يا ديده اى كه گاهى يك زمين لرزه شديد قناتها را فرو مىريزد ، چشمهها را مىخشكاند ، آن چنان كه قابل اصلاح و مرمت نيستند .
تو كه اينها را مىدانى اين غرور و نخوت براى چيست ؟ ! تو كه اين صحنهها را ديده اى اينهمه دلبستگى چرا ؟ ! چرا مىگويى باور نمىكنم اين نعمتها هرگز فانى بشوند ، بلكه جاودانه خواهند ماند ، اين چه نادانى و ابلهى است ؟ !
[ سوره الكهف ‹ 18 › : آيات 42 تا 44 ]
وَ أُحِيطَ بِثَمَرِه فَأَصْبَحَ يُقَلِّبُ كَفَّيْه عَلى ما أَنْفَقَ فِيها وَهِيَ خاوِيَةٌ عَلى عُرُوشِها وَيَقُولُ يا لَيْتَنِي لَمْ أُشْرِكْ بِرَبِّي أَحَداً ‹ 42 › وَلَمْ تَكُنْ لَه فِئَةٌ يَنْصُرُونَه مِنْ دُونِ اللَّه وَما كانَ مُنْتَصِراً ‹ 43 › هُنالِكَ الْوَلايَةُ لِلَّه الْحَقِّ هُوَ خَيْرٌ ثَواباً وَخَيْرٌ عُقْباً ‹ 44 ›
ترجمه :
42 - ( به هر حال عذاب خدا فرا رسيد ) و تمام ميوههاى آن نابود شد ، او مرتبا دستهاى خود را - بخاطر هزينه هايى كه در آن صرف كرده بود - بهم ميماليد ، در حالى كه تمام باغ بر پايهها فرو ريخته بود ، و مىگفت اى كاش كسى را شريك پروردگارم قرار نداده بودم ! 43 - و گروهى ، غير از خدا ، نداشت كه او را يارى كنند ، و نمىتوانست از خويشتن يارى گيرد .