40 - شايد پروردگارم بهتر از باغ تو به من بدهد ، و مجازات حساب شده اى از آسمان بر باغ تو فرو فرستد ، آن چنان كه آن را به زمين بى گياه لغزنده اى تبديل كند ! 41 - و يا آب آن در اعماق زمين فرو رود ، آن چنان كه هرگز قدرت جستجوى آن را نداشته باشى !
تفسير : اينهم پاسخ مستضعفان
اين آيات رد بافتههاى بى اساس آن ثروتمند مغرور و از خود راضى و بى ايمان است كه از زبان دوست مؤمنش مىشنويم :
او كه تا آن موقع دم فرو بسته بود و به سخنان اين مرد سبك مغز گوش فرا مىداد تا هر چه در درون دارد برون ريزد ، سپس يك جا پاسخ دهد ، وارد گفتگو شد « و به او گفت آيا كافر شدى به خدايى كه تو را از خاك آفريد و سپس از نطفه و بعد از آن تو را مرد كاملى قرار داد » ؟ ! ( * ( قالَ لَه صاحِبُه وَهُوَ يُحاوِرُه أَ كَفَرْتَ بِالَّذِي خَلَقَكَ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ سَوَّاكَ رَجُلًا ) * ) .
در اينجا يك سؤال پيش مىآيد و آن اينكه در سخنان آن مرد مغرور كه در آيات گذشته آمده بود چيزى صريحا در زمينه انكار وجود خدا ديده نمىشد ، در حالى كه ظاهر پاسخى كه مرد موحد به او مىدهد و نخستين مطلبى كه بخاطر آن وى را سرزنش مىكند مساله انكار خدا است .
لذا او را از طريق مساله آفرينش انسان كه يكى از بارزترين دلائل توحيد است متوجه خداوند عالم و قادر مىكند .
خدايى كه انسان را در آغاز از خاك آفريد ، مواد غذايى كه در زمين وجود داشت جذب ريشههاى درختان شد ، و درختان به نوبه خود غذاى حيوانات شدند ، و انسان از آن گياه و گوشت اين حيوان استفاده كرد ، و نطفه اش از اينها شكل گرفت ، نطفه در رحم مادر مراحل تكامل را پيمود تا به انسان كاملى تبديل