فلز گداخته ! آبى به داغى اشك سوزان يتيمان و آه آتشين مستمندان ! آرى هر چه آنجا است تجسمى است از آنچه اينجا است ! ( پناه بر خدا ) .
و از آنجا كه روش قرآن يك روش آموزنده تطبيقى است پس از بيان اوصاف و همچنين كيفر دنيا پرستان خودخواه ، به بيان حال مؤمنان راستين و پاداشهاى فوق العاده ارزنده آنها مىپردازد نخست : به صورت مختصر و بعد نسبتا مشروح و چنين مىگويد :
« آنها كه ايمان آوردند و عمل صالح انجام دادند ، ما پاداش نيكوكاران را ضايع نخواهيم كرد » كم باشد يا زياد ، كلى باشد يا جزئى ، از هر كس ، در هر سن و سال ، و در هر شرايط ( * ( إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ إِنَّا لا نُضِيعُ أَجْرَ مَنْ أَحْسَنَ عَمَلًا ) * ) .
« آنان كسانى هستند كه بهشتهاى جاويدان از آن آنها است » ( * ( أُولئِكَ لَهُمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ ) * ) .
« باغهايى از بهشت كه نهرها از زير درختان و قصرهايش جارى است » ( * ( تَجْرِي مِنْ تَحْتِهِمُ الأَنْهارُ ) * ) .
آنها با دستبندهايى از طلا آراستهاند « ( * ( يُحَلَّوْنَ فِيها مِنْ أَساوِرَ مِنْ ذَهَبٍ ) * ) ( 1 ) .
« و لباسهاى فاخرى به رنگ سبز از حرير نازك و ضخيم در بر مىكنند » ( * ( وَيَلْبَسُونَ ثِياباً خُضْراً مِنْ سُنْدُسٍ وَإِسْتَبْرَقٍ ) * ) .
« در حالى كه بر تختها و كرسيها تكيه زدهاند » ( * ( مُتَّكِئِينَ فِيها عَلَى ) *
هامش
( 1 ) « اساور » جمع « اسوره » بر وزن « مشورة » و آن نيز به نوبه خود جمع « سوار » بر وزن « غبار » و « كتاب » است و در اصل از كلمه فارسى « دستوار » يعنى دستبند گرفته شده ، و بعد از آنكه معرب گرديده از آن فعلهاى عربى نيز مشتق شده است .