را مورد انتقاد قرار دهند به دلائل منطقى متوسل مىشدند كه نمونه هايى از آن را در آيات 15 و 16 همين سوره خوانديم .
اصولا اساس كار همه پيامبران و رهبران الهى در برخورد با مخالفان بحث آزاد و منطقى بوده ، و توسل به زور ، آن هم براى خاموش كردن آتش فتنه منحصر به مواردى بوده كه بحث منطقى مؤثر نمىافتاد ، يا مانع بحثهاى منطقى ميشدند .
ى : بالآخره مساله امكان معاد جسمانى و بازگشت انسانها به زندگى مجدد به هنگام رستاخيز : آخرين و دهمين درسى است كه اين ماجرا به ما مىدهد كه شرح آن را در مباحث آينده به طور مبسوط مطالعه خواهيم كرد .
نمىگوئيم نكات آموزنده اين داستان منحصر به اينها است ، ولى حتى يكى از اين « ده درس آموزنده » براى نقل چنين داستانى كافى به نظر مىرسد تا چه رسد به همه آنها .
به هر حال ، هدف سرگرمى و داستانسرايى نيست ، هدف ساختن انسانهاى مقاوم ، با ايمان ، آگاه و شجاع است ، كه يكى از طرق آن نشان دادن الگوهاى اصيل در طول تاريخ پر ماجراى بشرى است .
آيا داستان اصحاب كهف علمى است ؟
سرگذشت اصحاب كهف مسلما در هيچيك از كتب آسمانى پيشين نبوده است ( اعم از كتب اصلى و كتب تحريف يافته كنونى ) و نبايد هم باشد ، زيرا طبق نقل تاريخ ، اين حادثه مربوط به قرون بعد از ظهور مسيح ع است .
اين جريان مربوط به زمان « دكيوس » ( كه معرب آن « دقيانوس » است ) مىباشد ، كه در عصر او مسيحيان تحت شكنجه سختى قرار داشتند .
و به گفته مورخان اروپايى اين حادثه ميان سالهاى 49 تا 251 ميلادى روى داده است ، اين مورخان مدت خواب آنها را 157 سال ميدانند ، و آنها را