تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 397

مساهمون:

ص٣٩٧
كه هيچيك جرأت داخل شدن در غار را ، جز همان فردى كه از آنها بود ، نداشتند ، هنگامى كه رفيقشان وارد غار شد آنها را وحشتزده ديد ، زيرا گمان مىكردند كه جمعيت حاضر بر در غار ياران « دقيانوس » پادشاه جبار بتپرست هستند ، ولى او آنها را از ماجراى خواب طولانيشان آگاه ساخت ، و به آنها گفت خداوند آنان را آيتى براى مردم قرار داده است . آنها خوشحال شدند ، و اشك شادى فرو ريختند و از خدا خواستند كه آنها را به حال سابق بازگرداند . اما پادشاه آن زمان گفت سزاوار است كه ما در اينجا مسجدى بسازيم ، زيرا آنها گروهى با ايمان بودند . در اينجا امام اضافه فرمود كه آنها در هر سال دو بار پهلو به پهلو مىشدند و سگ آنها بر در غار دست خود را بر زمين گسترده ( و مراقب ) بود » ( 1 ) در حديث ديگرى از على ع شرح مبسوطى در باره اصحاب كهف مىخوانيم كه خلاصه اش چنين است : « آنها در آغاز شش نفر بودند كه دقيانوس آنان را به عنوان وزراى خود انتخاب كرده بود ، و هر سال يك روز را براى آنها عيد مىگرفت . در يكى از سالها در حالى كه روز عيد بود ، فرماندهان بزرگ لشگر در طرف راست ، و مشاوران مخصوص در طرف چپ او قرار داشتند ، يكى از فرماندهان به او آگاهى داد كه لشگر ايران وارد مرزها شده است ، او آن چنان از شنيدن اين خبر غمانگيز ، ناراحت شد كه بر خود لرزيد و تاج از سرش فرو افتاد ، يكى از اين وزيران كه « تمليخا » نام داشت در دل گفت اين مرد گمان مىكند خدا است ، اگر چنين است پس چرا اين چنين غمزده شد به علاوه او تمام صفات بشرى را دارد ؟ !
هامش
( 1 ) تفسير نور الثقلين جلد 3 صفحه 247 - 248 .
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 397 | الشيخ ناصر مكارم الشيرازي