كنايه ظريفى است از « خواباندن » گويى پرده و حجابى بر گوش شخص افكنده مىشود تا سخنى را نشنود و اين پرده همان پرده خواب است .
به همين دليل خواب حقيقى ، خوابى است كه گوشهاى انسان را از كار بيندازد ، و نيز به همين دليل هنگامى كه كسى را ميخواهند بيدار كنند غالبا از طريق صدا زدن و نفوذ در شنوايى او بيدارش مىكنند .
5 - تعبير به « سنين عددا » ( سالهاى متعدد ) اشاره به آن است كه خواب آنان ساليان دراز به طول انجاميد چنان كه شرح آن در تفسير آيات آينده به خواست خدا خواهد آمد .
6 - تعبير به « بعثناهم » در مورد بيدار شدن آنها ، شايد به اين جهت است كه خواب آنها به قدرى طولانى شد كه همچون مرگ بود ، و بيدارى آنها همچون رستاخيز و زندگى پس از مرگ .
7 - جمله « لنعلم » ( تا بدانيم . . . ) مفهومش اين نيست كه خداوند مىخواسته در اينجا علم تازه اى كسب كند ، اين تعبير در قرآن فراوان است و منظور از آن تحقق معلوم الهى است يعنى ما آنها را از خواب بيدار كرديم تا اين معنى تحقق يابد كه آنها در باره ميزان خوابشان از هم سؤال كنند .
8 - تعبير به « اى الحزبين » اشاره به چيزى است كه در تفسير آيات آينده خواهد آمد كه آنها پس از بيدار شدن در باره مقدار خواب خود اختلاف كردند ، بعضى آن را يك روز ، و بعضى يك نيمه روز ميدانستند ، در حالى كه ساليان دراز خوابيده بودند .
و اما اينكه بعضى گفتهاند اين تعبير شاهد بر آن است كه اصحاب « رقيم » غير از اصحاب « كهف » بودند سخن بسيار بعيدى است كه از توضيح بيشتر در باره آن بى نياز هستيم ( 1 ) .
هامش
( 1 ) نظر فوق را نويسنده « اعلام قرآن » در صفحه 179 آن كتاب آورده است .