تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 301

مساهمون:

ص٣٠١
و از آنجا كه آنها اصرار داشتند پيامبر نبايد از جنس بشر باشد گويى يك نوع حسادت و بخل مانع از اين مىشد كه باور كنند ممكن است خدا اين موهبت را به انسانى بدهد ، لذا در آخرين آيه مورد بحث مىفرمايد : « به آنها بگو اگر شما مالك خزائن رحمت پروردگار من بوديد مسلما بخاطر تنگنظرى امساك مىكرديد ، مبادا انفاق مايه فقر و تنگدستى شما شود » ( * ( قُلْ لَوْ أَنْتُمْ تَمْلِكُونَ خَزائِنَ رَحْمَةِ رَبِّي إِذاً لأَمْسَكْتُمْ خَشْيَةَ الإِنْفاقِ ) * ) . « و انسان طبعا موجود بخيلى است » ( * ( وَكانَ الإِنْسانُ قَتُوراً ) * ) . « قتور » از ماده « قتر » بر وزن « قتل » به معنى امساك در خرج كردن است . و از آنجا كه « قتور » صيغه مبالغه است معنى شدت امساك و تنگنظرى را مىرساند .

نكته‌ها :

1 - معاد جسمانى -

آيات فوق از روشنترين آيات مربوط به اثبات معاد جسمانى است ، زيرا تعجب مشركان از اين بود كه چگونه ممكن است خداوند استخوانهاى پوسيده و خاك شده را بار ديگر به لباس حيات و زندگى بيارايد ، پاسخ قرآن نيز در همين رابطه است مىگويد : خداوندى كه آسمانها و زمين را آفريد ، چنين قدرتى را دارد كه اجزاى پراكنده انسان را جمعآورى كرده ، حيات نوين ببخشد . معلوم نيست با اين آيات روشن ، و آيات فراوان ديگرى همانند آن ، چگونه بعضى دعوى اسلام دارند ، در عين حال معاد را منحصرا روحانى مىدانند ؟ ! ضمنا استدلال بعموميت قدرت خداوند در اثبات مساله معاد يكى از دلائلى است كه قرآن كرارا روى آن تكيه كرده است از جمله در آخر سوره « يس » كه چند دليل براى اثبات معاد جسمانى بيان شده يكى از آنها همين مساله عموميت