ولى پديدههاى ذهنى داراى اين خواص و آثار نيستند ، ما مىتوانيم جهانى همانند جهان فعلى در ذهن خود ترسيم كنيم ، بى آنكه احتياج به گذشت زمان و جنبههاى تدريجى داشته باشد .
از اين گذشته صحنه هايى كه مثلا از زمان كودكى در ذهن ما نقش بسته با گذشت زمان نه كهنه مىشود و نه فرسوده ، و همان شكل خود را حفظ كرده است ، ممكن است مغز انسان فرسوده شود ولى با فرسوده شدن مغز خانه اى كه نقشه اش از بيست سال قبل در ذهن ما ثبت شده فرسوده نمىگردد و از يك نوع ثبات كه خاصيت جهان ما وراى ماده است برخوردار است .
روح ما نسبت به نقشها و عكسها خلاقيت عجيبى دارد و در يك آن مىتوانيم بدون هيچ مقدمه اى هر گونه نقشى را در ذهن ترسيم كنيم ، كرات آسمانى ، كهكشانها و يا موجودات زمينى درياها و كوهها و مانند آن ، اين خاصيت يك موجود مادى نيست ، بلكه نشانه موجودى ما فوق مادى است .
به علاوه ما مىدانيم مثلا 2 2 4 شكى نيست كه طرفين اين معادله را مىتوانيم تجزيه كنيم يعنى عدد دو را تجزيه نمائيم ، و يا عدد چهار را ، ولى اين برابرى را هرگز نمىتوانيم تجزيه كنيم و بگوئيم برابرى دو نيم دارد و هر نيمى غير از نيم ديگر است ، برابرى يك مفهوم غير قابل تجزيه است يا وجود دارد و يا وجود ندارد هرگز نمىتوان آن را دو نيم كرد .
بنا بر اين ، اين گونه مفاهيم ذهنى قابل تجزيه نيستند و به همين دليل نمىتوانند مادى باشند زيرا اگر مادى بودند قابل تجزيه بودند و باز به همين دليل روح ما كه مركز چنين مفاهيم غير مادى است نمىتواند مادى بوده باشد بنا بر اين ما فوق ماده است ( دقت كنيد ) ( 1 ) .
هامش
( 1 ) نقل با تلخيص از كتاب معاد و جهان پس از مرگ - بخش استقلال روح .