موادى كه جسم انسان را تشكيل مىدهد ، حقيقت و گوهر ديگرى در او نهفته است كه از جنس ماده نيست اما بدن آدمى تحت تاثير مستقيم آن قرار دارد .
بعبارت ديگر : روح يك حقيقت ما وراى طبيعى است كه ساختمان و فعاليت آن غير از ساختمان و فعاليت جهان ماده است ، درست است كه دائما با جهان ماده ارتباط دارد ، ولى ماده و يا خاصيت ماده نيست ! در صف مقابل ، فلاسفه مادى قرار دارند : آنها مىگويند : ما موجودى مستقل از ماده بنام روح يا نام ديگر سراغ نداريم ، هر چه هست همين ماده جسمانى و يا آثار فيزيكى و شيميايى آن است .
ما دستگاهى بنام « مغز و اعصاب » داريم كه بخش مهمى از اعمال حياتى ما را انجام مىدهند ، و مانند ساير دستگاههاى بدن مادى هستند و تحت قوانين ماده فعاليت مىكنند .
ما غده هايى در زير زبان داريم بنام « غدههاى بزاق » كه هم فعاليت فيزيكى دارند و هم شيميايى ، هنگامى كه غذا وارد دهان مىشود ، اين چاههاى آرتزين ! بطور خودكار و كاملا اتوماتيك شروع به كار مىكنند ، و چنان حسابگرند كه درست به همان اندازه كه آب براى جويدن و نرم كردن غذا لازم است روى آن مىپاشند ، غذاهاى آبدار ، كم آب ، خشك ، هر كدام به اندازه نياز خود ، سهميه اى از آب دهان دريافت مىدارند .
مواد اسيدى خصوصا هنگامى كه زياد غليظ باشند ، فعاليت اين غدهها را افزايش مىدهند ، تا سهم بيشترى از آب دريافت دارند ، و به اندازه كافى رقيق شوند و به ديوارهاى معده زيانى نرسانند ! و هنگامى كه غذا را فرو برديم فعاليت اين چاهها خاموش مىگردد ، خلاصه نظام عجيبى بر اين چشمههاى جوشان حكومت مىكند كه اگر يك ساعت تعادل و حساب آنها به هم بخورد ، يا دائما آب از « لب و لوچه » ما سرازير است و يا
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 256
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٢٥٦