به اندازه اى زبان و گلوى ما خشك مىشود كه لقمه در گلوى ما گير مىكند ! .
اين كار « فيزيكى » بزاق است ، ولى مىدانيم كار مهمتر بزاق كار شيميايى آن است ، مواد مختلفى با آن آميخته است كه با غذا تركيب مىشوند و زحمت معده را كم مىكنند .
ماترياليستها مىگويند : سلسله اعصاب و مغز ما شبيه غدههاى بزاقى و مانند آن داراى فعاليتهاى فيزيكى و شيميايى است ( كه به طور مجموع « فيزيك و شيميايى » بان گفته مىشود ) و همين فعاليتهاى « فيزيك و شيميايى » است كه ما نام آن را « پديدههاى روحى » و يا « روح » مىگذاريم .
آنها مىگويند : هنگامى كه مشغول فكر كردن هستيم يك سلسله امواج الكتريكى مخصوص از مغز ما برمىخيزد ، اين امواج را امروز با دستگاه هايى مىگيرند و روى كاغذ ثبت مىكنند ، مخصوصا در بيمارستانهاى روانى با مطالعه روى اين امواج راههايى براى شناخت و درمان بيماران روانى پيدا مىكنند ، اين فعاليت فيزيكى مغز ما است .
علاوه بر اين سلولهاى مغز بهنگام فكر كردن و يا ساير فعاليتهاى روانى داراى يك رشته فعل و انفعالات شيميايى هستند .
بنا بر اين روح و پديدههاى روحى چيزى جز خواص فيزيكى و فعل و انفعالات شيميايى سلولهاى مغزى و عصبى ما نمىباشد .
آنها از اين بحث چنين نتيجه مىگيرند .
1 - همانطور كه فعاليت غدههاى بزاقى و اثرات مختلف آن قبل از بدن نبوده و بعد از آن نيز نخواهد بود ، فعاليتهاى روحى ما نيز با پيدايش مغز و دستگاه اعصاب ، موجود مىشوند ، و با مردن آن مىميرند ! 2 - روح از خواص جسم است ، پس مادى است و جنبه ما وراى طبيعى ندارد .
3 - روح مشمول تمام قوانينى است كه بر جسم حكومت مىكند .
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 257
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٢٥٧