هر دو گاهى به مرحله اى ميرسند كه غير قابل علاجند ولى در بيشتر موارد مىتوان آنها را درمان كرد .
چه تشبيه جالب و پر معنى و پرمايه اى ؟ آرى قرآن نسخه حياتبخشى است براى آنها كه مىخواهند با جهل و كبر و غرور و حسد و نفاق به مبارزه برخيزند .
قرآن نسخه شفابخشى است براى بر طرف ساختن ضعفها و زبونىها و ترسهاى بى دليل . اختلافها و پراكندگيها .
قرآن داروى شفا بخشى است . براى آنها كه از بيمارى عشق به دنيا ، وابستگى به ماديات . تسليم بى قيد و شرط در برابر شهوتها رنج مىبرند .
قرآن نسخه شفابخشى است براى دنيايى كه آتش جنگها در هر سوى آن افروخته است ، و در زير بار مسابقه تسليحاتى كمرش خم شده ، و مهمترين سرمايههاى اقتصادى و انسانى خود را در پاى غول جنگ و تسليحات مىريزد .
و سرانجام قرآن نسخه شفا بخشى است براى آنها كه پردههاى ظلمانى شهوات آنها را از رسيدن به قرب پروردگار مانع شده است .
در آيه 57 سوره يونس مىخوانيم : قَدْ جاءَتْكُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَشِفاءٌ لِما فِي الصُّدُورِ : از سوى پروردگارتان اندرز و شفا دهنده دلها نازل شد » .
در آيه 44 سوره فصلت نيز مىخوانيم : قُلْ هُوَ لِلَّذِينَ آمَنُوا هُدىً وَشِفاءٌ :
« به اين لجوجان تيره دل بگو اين قرآن براى مؤمنان مايه هدايت و شفاء است » .
على ع در سخن بسيار جامع خود در نهج البلاغه اين حقيقت را با شيواترين عبارات بيان فرموده است :
فاستشفوه من ادوائكم و استعينوا به على لاوائكم ، فان فيه شفاء من اكبر الداء ، و هو الكفر و النفاق و الغى و الضلال :
« از اين كتاب بزرگ آسمانى براى بيماريهاى خود شفا بخواهيد و براى حل مشكلاتتان از آن يارى بطلبيد ، چرا كه در اين كتاب درمان بزرگترين دردها است : درد كفر و نفاق و گمراهى و ضلالت » ( 1 ) !
هامش
( 1 ) نهج البلاغه خطبه 176 .