مانع اين تمايل شد ، نه اينكه پيامبر ص انعطاف نشان داده بود و خداوند او را نهى و مؤاخذه كرد .
توضيح اينكه : آيه اول و دوم در حقيقت اشاره به دو حالت مختلف پيامبر ص است :
حالت اول كه حالت بشرى و انسان عادى است و در آيه نخست بيان شده ايجاب مىكند كه وسوسههاى دشمنان در او اثر بگذارد ، بخصوص اگر مصالحى ظاهرا در اين انعطاف به چشم بخورد ، مانند اميد به اسلام سران شرك بعد از اين انعطاف ، و يا پيشگيرى از خونريزى و درگيريهاى بيشتر ، و هر بشر عادى هر قدر قوى باشد احتمال تحت تاثير واقع شدن در برابر اين وسوسهها را دارد .
ولى آيه دوم جنبه روحانى و عصمت الهى و لطف خاص پروردگار را بيان مىكند كه شامل حال پيامبران مخصوصا پيامبر اسلام ص در بحرانىترين لحظات زندگى بود .
نتيجه اينكه : پيامبر با طبع بشرى تا لب پرتگاه قبول وسوسههاى مشركان آمد ، اما تاييد الهى او را حفظ كرد و نجات داد .
اين تعبير درست همان تعبيرى است كه در سوره يوسف مىخوانيم كه در بحرانىترين لحظات برهان الهى به سراغ او آمد و اگر مشاهده اين برهان نبود تسليم وسوسههاى فوق العاده نيرومند همسر عزيز مصر مىشد ( وَلَقَدْ هَمَّتْ بِه وَهَمَّ بِها لَوْ لا أَنْ رَأى بُرْهانَ رَبِّه كَذلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْه السُّوءَ وَالْفَحْشاءَ إِنَّه مِنْ عِبادِنَا الْمُخْلَصِينَ ) ( سوره يوسف آيه 24 ) .
به عقيده ما آيات فوق ، نه تنها دليل بر نفى عصمت نيست ، بلكه يكى از آيات دال بر عصمت است چرا كه مسلما اين تثبيت الهى ( تثبيت از نظر فكر و عواطف و تثبيت از نظر گامهاى عملى ) منحصر به اين مورد نبوده است زيرا دليل آن در موارد مشابه نيز وجود دارد ، و به اين ترتيب گواه زنده اى بر معصوم بودن
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 212
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٢١٢