و نگهبانى پيدا نكنيد « ؟ ! ( * ( أَوْ يُرْسِلَ عَلَيْكُمْ حاصِباً ثُمَّ لا تَجِدُوا لَكُمْ وَكِيلًا ) * ) .
بيابانگردان كه مخصوصا با اين مساله آشنا بودند كه گاهى طوفان در دل بيابانها مىوزيد و توده اى از شن و سنگريزه را با خود حمل مىكرد و در نقطه ديگر فرود مىآورد ، و تلى عظيم تشكيل مىداد به گونه اى كه گاهى قطار شتران در زير آن دفن مىشدند ، اهميت اين تهديد را بيشتر درك مىكردند .
سپس اضافه مىكند : اى فراموشكاران آيا گمان كرديد اين آخرين بار بود كه شما نياز به سفر دريا پيدا كرديد ؟ « آيا از اين ايمن هستيد كه بار ديگر بر اثر ضرورتها و نيازها خداوند شما را به قلب دريا بفرستد ، و در آنجا به تندبادهاى كوبنده فرمان دهد كه شما را به خاطر كفر و كفرانتان غرق كند و آن گاه حتى كسى كه خون شما را مطالبه كند و بگويد چرا ؟ وجود نداشته باشد » ؟ ! ( * ( أَمْ أَمِنْتُمْ أَنْ يُعِيدَكُمْ فِيه تارَةً أُخْرى فَيُرْسِلَ عَلَيْكُمْ قاصِفاً مِنَ الرِّيحِ فَيُغْرِقَكُمْ بِما كَفَرْتُمْ ثُمَّ لا تَجِدُوا لَكُمْ عَلَيْنا بِه تَبِيعاً ) * ) .
نكتهها :
1 - انسانهاى كمظرفيت
اين حالت كه به هنگام ظهور مشكلات به ياد خدا بيفتند و در راحتى او را فراموش كنند ، حالت بسيارى از مردم است ، در اين گونه افراد ، طبيعت ثانوى ، فراموشكارى است و عدم توجه به واقعيات زندگى .
بنا بر اين توجه به خدا و واقعيات زندگى ، يك حالت استثنايى براى آنها محسوب مىشود كه نياز به عوامل فوق العاده دارد ، ما دام كه آن حالت فوق العاده