نيروى توهم انسان به آنها قدرت بخشيده بود همچون برف در آفتاب تابستان آب مىشوند و از ذهن محو مىگردند و تنها نور اللَّه در آن مىدرخشد .
اين يك قانون عمومى است كه تقريبا هر كس آن را تجربه كرده است كه در گرفتاريها هنگامى كه كارد به استخوان ميرسد ، موقعى كه اسباب ظاهرى از كار مىافتند ، و كمكهاى مادى ناتوان مىگردند ، انسان به ياد مبدء بزرگى از علم و قدرت مىافتد كه او قادر بر حل سختترين مشكلات است .
كار نداريم كه نام اين مبدء را چه بگذارند همين قدر مىدانيم روزنه اميدى به قلب گشوده مىشود و نور لطيف و نيرومندى در دل مىپاشد ، اين يكى از نزديكترين راهها به سوى خدا است ، راهى از درون جان و سويداى قلب ( 1 ) .
سپس اضافه مىكند : اما شما فراموشكاران « هنگامى كه دست قدرت الهى شما را به سوى خشكى نجات داد به او پشت مىكنيد و رو مىگردانيد و اصولا انسان كفران كننده است ( * ( فَلَمَّا نَجَّاكُمْ إِلَى الْبَرِّ أَعْرَضْتُمْ وَكانَ الإِنْسانُ كَفُوراً ) * ) .
بار ديگر پردههاى غرور و غفلت ، تقليد و تعصب ، اين نور الهى را مىپوشاند و گرد و غبار عصيان و گناه و سرگرميهاى زندگى مادى ، چهره تابناك آن را پنهان ميسازد .
ولى آيا فكر مىكنيد خداوند در خشكى و قلب صحرا نمىتواند شما را به مجازاتهاى شديد مبتلا سازد ؟ : « آيا شما از اين ايمنيد كه به فرمان او زمين بشكافد و شما را در كام خود فرو ببرد » ؟ ( * ( أَ فَأَمِنْتُمْ أَنْ يَخْسِفَ بِكُمْ جانِبَ الْبَرِّ ) * ) .
و « آيا از اين ايمنيد كه طوفانى از سنگ بر شما ببارد و شما را در زير سنگها مدفون سازد ( عذابى كه به مراتب از غرق در درياها سختتر است ) سپس حافظ
هامش
( 1 ) شرح كامل توحيد فطرى را در كتاب آفريدگار جهان مطالعه فرمائيد ، و در ذيل آيه 14 سوره نحل نيز به اين مساله اشاره كردهايم .