دارند ، همچنين منافقانى كه با آنها معاملات سياسى و غير سياسى كرده و مىكنند ، و همه سلطه گرانى كه خط بنى اميه را در برابر اسلام در كل كشورهاى اسلامى تعقيب مىنمايند ، و نيكان را از صحنه اجتماع كنار مىزنند ، فرومايگان را بر گرده مردم مسلط مىكنند ، دوستان حق و مجاهدان راستين را شهيد و بازماندگان دوران جاهليت را بر سر كار مىگمارند ، همه اينها شاخ و برگ شجره خبيثه ملعونه هستند و آزمايشى براى مردم ! .
2 - بهانههاى منكران اعجاز
مىدانيم بعضى از غافلان عصر ما اين نغمه را ساز كردهاند كه پيامبر اسلام ص اصلا معجزه اى ( جز قرآن ) نداشته است ، آنها براى گفتار خود به هر بهانه اى توسل مىجويند ، از جمله آيه فوق ( * ( وَما مَنَعَنا أَنْ نُرْسِلَ بِالآياتِ ) * . . . ) را دليل بر اين گرفتهاند كه پيامبر اسلام ص بر خلاف پيامبران پيشين ، اقدام به معجزه نكرد .
ولى تعجب در اين است كه اينها آغاز آيه را چسبيدهاند و پايان آن را رها كردهاند ، ذيل همين آيه مىگويد : و ما نرسل بالايات الا تخويفا : « ما آيات را تنها به خاطر تخويف منكران مىفرستيم » .
اين تعبير نشان مىدهد كه معجزات بر دو گونه است :
دسته اول معجزاتى است كه براى اثبات صدق دعوت پيامبر و تشويق ايمان آورندگان و تخويف منكران ضرورت دارد .
بخش دوم معجزاتى است كه جنبه اقتراحى يعنى « پيشنهاد بهانه جويانه » دارد ، و در تاريخ پيامبران ، نمونههاى متعددى از آن را مىبينيم كه در برابر منكران انجام گرديد ، ولى آنها هرگز ايمان نياوردند و به همين دليل به مجازاتهاى الهى گرفتار شدند ( چرا كه اگر معجزات پيشنهادى انجام شد ، و با اين حال ، ايمان