سخن مردان حق نمىنشيند .
در آخرين آيه باز روى سخن را به پيامبر ص كرده ، ضمن عبارت كوتاهى پاسخ دندانشكنى به اين گروه گمراه مىدهد و مىگويد : « بنگر چگونه براى تو مثل مىزنند ( يكى ساحرت مىخواند ديگرى مسحور ، يكى كاهن و ديگرى مجنون ) و از همين رو آنها گمراه شدهاند و قدرت پيدا كردن راه حق را ندارند » ( * ( انْظُرْ كَيْفَ ضَرَبُوا لَكَ الأَمْثالَ فَضَلُّوا فَلا يَسْتَطِيعُونَ سَبِيلًا ) * ) .
نه اينكه راه ناپيدا باشد و چهره حق مخفى گردد ، بلكه آنها چشم بينا ندارند ، و عقل و خرد خود را به خاطر بغض و جهل و تعصب و لجاج از كار انداختهاند .
نكتهها :
1 - جمع بندى و مرورى بر اين آيات
آيات فوق ، ترسيم دقيقى از حال گمراهان و موانع شناخت مىكند ، و به طور كلى مىگويد : آنها سه مانع بزرگ شناخت دارند و گرنه ديدن چهره حق ، سهل و آسان است .
نخست اينكه : ميان تو و آنها حجابى افتاده است ، اين حجاب در حقيقت چيزى جز كينهها ، حسادتها و بغض و عداوتها كه نسبت به تو دارند نيست ، اين امور سبب شده كه شخصيت والاى تو را نبينند و عظمت گفتار و رفتار تو را درك نكنند ، حتى خوبيها در نظرشان زشتى جلوه كند .
ديگر اينكه منهاى كينهها و حسادتى كه به پيامبر ص داشتند ، اصولا بر دلهاى آنها پرده جهل و تقليد كوركورانه افتاده بود به طورى كه حاضر نبودند سخن حق را از هيچكس بشنوند .
بالآخره سومين مانع شناخت آنها اين بود كه حتى ابزار شناختشان ، مانند