* ( مَلُوماً مَدْحُوراً ) * ) .
در حقيقت شرك و دوگانه پرستى ، خميرمايه همه انحرافات و جنايات و گناهان است ، لذا بيان اين سلسله احكام اساسى اسلام از شرك شروع شد و به شرك نيز پايان يافت .
در آخرين آيه مورد بحث ، به يكى از افكار خرافى مشركان اشاره كرده و پايه منطق و تفكر آنها را به اين وسيله روشن مىسازد و آن اينكه : بسيارى از آنها معتقد بودند كه فرشتگان دختران خدا هستند در حالى كه خودشان از شنيدن نام دختر ، ننگ و عار داشتند و تولد او را در خانه خود مايه بدبختى و سرشكستگى مىپنداشتند ! .
قرآن از منطق خود آنها اتخاذ سند كرده ، مىگويد : « آيا پروردگار شما پسران را تنها در سهم شما قرار داد و خود از فرشتگان دخترانى انتخاب كرد » ( * ( أَ فَأَصْفاكُمْ رَبُّكُمْ بِالْبَنِينَ وَاتَّخَذَ مِنَ الْمَلائِكَةِ إِناثاً ) * ) .
بدون شك فرزندان دختر همانند فرزندان پسر از مواهب الهى هستند و هيچگونه تفاوتى از نظر ارزش انسانى ندارند ، اصولا بقاء نسل بشر بدون هيچ يك از آنها امكان پذير نيست و به همين دليل تحقير دختران كه مخصوص جوامع جاهلى بوده و هست يك فكر خرافى است كه ريشههاى آن را در بحثهاى گذشته بيان كردهايم ( 1 ) .
ولى هدف قرآن اين است آنها را با منطق خودشان محكوم سازد كه شما چگونه افراد نادانى هستيد براى پروردگارتان چيزى قائل مىشويد كه خود از آن عار داريد .
سپس در پايان آيه به صورت يك حكم قاطع مىگويد : « شما سخن بسيار
هامش
( 1 ) به جلد يازدهم تفسير نمونه ذيل آيات 58 و 59 سوره نحل مراجعه فرمائيد .