درست دقت كنيد هنگامى كه من از اين ضربه اى كه او بر من زده است شهيد شوم تنها يك ضربه كارى بر او بزنيد و بعد از كشتنش بدن او را مثله نكنيد » ( 1 ) .
[ 4 - اهميت حفظ مال ايتام ]
آيه بعد چهارمين دستور از اين سلسله احكام را شرح مىدهد نخست به اهميت حفظ مال يتيمان پرداخته و با لحنى به آنچه در مورد عمل منافى عفت در آيات قبل گذشت مىگويد : « به اموال يتيمان نزديك نشويد » ( * ( وَلا تَقْرَبُوا مالَ الْيَتِيمِ ) * ) .
نه تنها اموال يتيمان را نخوريد بلكه حتى حريم آن را كاملا محترم بشماريد .
ولى از آنجا كه ممكن است اين دستور دستاويزى گردد براى افراد ناآگاه كه تنها به جنبههاى منفى مىنگرند ، و سبب شود كه اموال يتيمان را بدون سرپرست بگذارند و به دست حوادث بسپارند ، لذا بلا فاصله استثناء روشنى براى اين حكم ذكر كرده مىگويد : « مگر به طريقى كه بهترين طرق است » ( * ( إِلَّا بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ ) * ) .
طبق اين تعبير جامع و رسا ، هر گونه تصرفى در اموال يتيمان كه به منظور حفظ ، اصلاح ، تكثير و اضافه بوده باشد ، و جهات لازم براى پيشگيرى از هدر رفتن اين اموال در نظر گرفته شود مجاز است ، بلكه خدمتى است آشكار به يتيمان كه قادر بر حفظ مصالح خويشتن نيستند .
البته اين وضع تا زمانى ادامه دارد كه به حد رشد فكرى و اقتصادى برسد آن گونه كه قرآن در ادامه آيه مورد بحث از آن ياد مىكند : « تا زمانى كه به حد قدرت برسد » ( * ( حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّه ) * ) .
« اشد » از ماده « شد » ( بر وزن جد ) به معنى « گره محكم » است ،
هامش
( 1 ) نهج البلاغه بخش نامهها شماره 47 .