تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 51

مساهمون:

ص٥١
پدر فرستاد ، تا ماجرا را براى او شرح دهند .

[ سوره يوسف ‹ 12 › : آيات 83 تا 86 ]

قالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنْفُسُكُمْ أَمْراً فَصَبْرٌ جَمِيلٌ عَسَى اللَّه أَنْ يَأْتِيَنِي بِهِمْ جَمِيعاً إِنَّه هُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ ‹ 83 › وَتَوَلَّى عَنْهُمْ وَقالَ يا أَسَفى عَلى يُوسُفَ وَابْيَضَّتْ عَيْناه مِنَ الْحُزْنِ فَهُوَ كَظِيمٌ ‹ 84 › قالُوا تَاللَّه تَفْتَؤُا تَذْكُرُ يُوسُفَ حَتَّى تَكُونَ حَرَضاً أَوْ تَكُونَ مِنَ الْهالِكِينَ ‹ 85 › قالَ إِنَّما أَشْكُوا بَثِّي وَحُزْنِي إِلَى اللَّه وَأَعْلَمُ مِنَ اللَّه ما لا تَعْلَمُونَ ‹ 86 ›

ترجمه :

83 - ( يعقوب ) گفت نفس ( و هوى و هوس ) مساله را چنين در نظرتان تزيين داده ، من شكيبايى مىكنم شكيبايى جميل ( و خالى از كفران ) ، اميدوارم خداوند همه آنها را به من باز گرداند چرا كه او عليم و حكيم است . 84 - و از آنها روى برگرداند و گفت وا اسفا بر يوسف ! ، و چشمان او از اندوه سفيد شد اما او خشم خود را فرو مىبرد ( و هرگز كفران نمىكرد ) . 85 - گفتند به خدا تو آن قدر ياد يوسف مىكنى تا مشرف به مرگ شوى يا هلاك گردى ! 86 - گفت من تنها غم و اندوهم را به خدا مىگويم ( و شكايت نزد او مىبرم ) و از خدا چيزهايى مىدانم كه شما نمىدانيد .

تفسير : من از خدا الطافى سراغ دارم كه نمىدانيد !

برادران از مصر حركت كردند در حالى كه برادر بزرگتر و كوچكتر را در آنجا گذاردند ، و با حال پريشان و نزار به كنعان بازگشتند و به خدمت پدر شتافتند ، پدر كه آثار غم و اندوه را در بازگشت از اين سفر - به عكس سفر سابق -