تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 53

مساهمون:

ص٥٣
بوديد ؟ ( 1 ) سپس يعقوب به خويشتن بازگشت و گفت : من زمام صبر را از دست نمىدهم و « شكيبايى نيكو و خالى از كفران مىكنم » ( * ( فَصَبْرٌ جَمِيلٌ ) * ) ( 2 ) « اميدوارم خداوند همه آنها ( يوسف و بنيامين و فرزند بزرگم ) را به من بازگرداند » ( * ( عَسَى اللَّه أَنْ يَأْتِيَنِي بِهِمْ جَمِيعاً ) * ) . چرا كه من مىدانم « او از درون دل همه آگاه است و از همه حوادثى كه گذشته و مىگذرد با خبر به علاوه او حكيم است و هيچ كارى را بدون حساب نمىكند » . ( * ( إِنَّه هُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ ) * ) . در اين حال غم و اندوهى سراسر وجود يعقوب را فرا گرفت و جاى خالى بنيامين همان فرزندى كه مايه تسلى خاطر او بود ، وى را به ياد يوسف عزيزش افكند ، به ياد دورانى كه اين فرزند برومند با ايمان باهوش زيبا در آغوشش بود و استشمام بوى او هر لحظه زندگى و حيات تازه اى به پدر مىبخشيد ، اما امروز نه تنها اثرى از او نيست بلكه جانشين او بنيامين نيز به سرنوشت دردناك و مبهمى همانند او گرفتار شده است ، « در اين هنگام روى از فرزندان برتافت و گفت : وا اسفا بر يوسف « ! ( * ( وَتَوَلَّى عَنْهُمْ وَقالَ يا أَسَفى عَلى يُوسُفَ ) * ) . برادران كه از ماجراى بنيامين ، خود را شرمنده در برابر پدر مىديدند ، از شنيدن نام يوسف در فكر فرو رفتند و عرق شرم بر جبين آنها آشكار گرديد . اين حزن و اندوه مضاعف ، سيلاب اشك را ، بى اختيار از چشم يعقوب
هامش
( 1 ) و اينكه بعضى احتمال داده‌اند كه اين جمله اشاره به جريان يوسف باشد بعيد است زيرا مساله جدا كردن يوسف از پدر و مادر در آيات فوق ابدا مطرح نيست . ( 2 ) در باره صبر جميل به ذيل آيه 18 همين سوره مراجعه فرمائيد .