فراق او را ندارد ما طبق اصرار تو او را از پدر جدا كرديم و او از ما پيمان مؤكد گرفته كه به هر قيمتى هست ، او را بازگردانيم ، بيا بزرگوارى كن و يكى از ما را بجاى او بگير « ( * ( قالُوا يا أَيُّهَا الْعَزِيزُ إِنَّ لَه أَباً شَيْخاً كَبِيراً فَخُذْ أَحَدَنا مَكانَه ) * ) .
« چرا كه ما ترا از نيكوكاران مىيابيم » و اين اولين بار نيست كه نسبت به ما محبت فرمودى بيا و محبت خود را با اين كار تكميل فرما ( * ( إِنَّا نَراكَ مِنَ الْمُحْسِنِينَ ) * ) يوسف اين پيشنهاد را شديدا نفى كرد و « گفت : پناه بر خدا چگونه ممكن است ما كسى را جز آن كس كه متاع خود را نزد او يافتهايم بگيريم » هرگز شنيدهايد آدم با انصافى ، بىگناهى را به جرم ديگرى مجازات كنند ( * ( قالَ مَعاذَ اللَّه أَنْ نَأْخُذَ إِلَّا مَنْ وَجَدْنا مَتاعَنا عِنْدَه ) * ) .
اگر چنين كنيم مسلما ظالم خواهيم بود ( * ( إِنَّا إِذاً لَظالِمُونَ ) * ) .
قابل توجه اينكه يوسف در اين گفتار خود هيچگونه نسبت سرقت به برادر نمىدهد بلكه از او تعبير مىكند به كسى كه متاع خود را نزد او يافتهايم ، و اين دليل بر آن است كه او دقيقا توجه داشت كه در زندگى هرگز خلاف نگويد .
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 45
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٤٥