تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 43

مساهمون:

ص٤٣

تفسير : چرا فداكارى برادران يوسف پذيرفته نشد ؟

برادران سرانجام باور كردند كه برادرشان « بنيامين » دست به سرقت زشت و شومى زده است ، و سابقه آنها را نزد عزيز مصر به كلى خراب كرده است و لذا براى اينكه خود را تبرئه كنند گفتند : « اگر اين پسر دزدى كند چيز عجيبى نيست ، چرا كه برادرش ( يوسف ) نيز قبلا مرتكب چنين كارى شده است » كه هر دو از يك پدر و مادرند و حساب آنها از ما كه از مادر ديگرى هستيم جدا است ! ( * ( قالُوا إِنْ يَسْرِقْ فَقَدْ سَرَقَ أَخٌ لَه مِنْ قَبْلُ ) * ) . و به اين ترتيب خواستند خط فاصلى ميان خود و بنيامين بكشند و سرنوشت او را با برادرش يوسف پيوند دهند ! يوسف از شنيدن اين سخن سخت ناراحت شد و « آن را در دل مكتوم داشت ، و براى آنها آشكار نساخت » ( * ( فَأَسَرَّها يُوسُفُ فِي نَفْسِه وَلَمْ يُبْدِها لَهُمْ ) * ) . چرا كه او مىدانست آنها با اين سخن ، مرتكب تهمت بزرگى شده‌اند ، ولى به پاسخ آنها نپرداخت ، همين اندازه سربسته به آنها گفت : « شما از آن كسى كه اين نسبت را به او مىدهيد بدتريد » - يا - شما نزد من از نظر مقام و منزلت بدترين مردميد ( * ( قالَ أَنْتُمْ شَرٌّ مَكاناً ) * ) . سپس افزود : « خداوند درباره آنچه مىگوئيد آگاه تر است » ( * ( وَاللَّه أَعْلَمُ بِما تَصِفُونَ ) * ) . درست است كه برادران يوسف تهمت ناروايى به برادرشان يوسف زدند به گمان اينكه خود را در اين لحظات بحرانى تبرئه كنند ، ولى بالآخره اين كار بهانه و دستاويزى مىخواهد كه چنين نسبتى را به او بدهند ، به همين جهت مفسران در اين زمينه به كاوش پرداخته و سه روايت از تواريخ پيشين در اين زمينه