اينهم بديهى است كه تمام نيازمنديهاى يك كشور را نمىتوان با چنين پيمانه اى اندازه گيرى كرد ، شايد اين عمل جنبه سمبوليك داشته و براى نشان دادن كميابى و اهميت غلات در آن سالهاى مخصوص بوده است تا مردم در مصرف آنها نهايت صرفه جويى را كنند .
ضمنا از آنجا كه اين پيمانه در آن هنگام در اختيار يوسف بوده ، سبب مىشده كه اگر بخواهند سارق را ببردگى بگيرند ، بايد برده صاحب پيمانه يعنى شخص يوسف شود و نزد او بماند و اين همان چيزى بود كه يوسف درست براى آن نقشه كشيده بود .
[ سوره يوسف ‹ 12 › : آيات 77 تا 79 ]
قالُوا إِنْ يَسْرِقْ فَقَدْ سَرَقَ أَخٌ لَه مِنْ قَبْلُ فَأَسَرَّها يُوسُفُ فِي نَفْسِه وَلَمْ يُبْدِها لَهُمْ قالَ أَنْتُمْ شَرٌّ مَكاناً وَاللَّه أَعْلَمُ بِما تَصِفُونَ ‹ 77 › قالُوا يا أَيُّهَا الْعَزِيزُ إِنَّ لَه أَباً شَيْخاً كَبِيراً فَخُذْ أَحَدَنا مَكانَه إِنَّا نَراكَ مِنَ الْمُحْسِنِينَ ‹ 78 › قالَ مَعاذَ اللَّه أَنْ نَأْخُذَ إِلَّا مَنْ وَجَدْنا مَتاعَنا عِنْدَه إِنَّا إِذاً لَظالِمُونَ ‹ 79 ›
ترجمه :
77 - ( برادران ) گفتند اگر او ( بنيامين ) دزدى كرده ( تعجب نيست ) برادرش ( يوسف ) نيز قبل از او دزدى كرده ، يوسف ( سخت ناراحت شد و ) اين ( ناراحتى ) را در درون خود پنهان داشت و براى آنها اظهار نداشت ( همين اندازه ) گفت شما بدتر هستيد و خدا از آنچه توصيف مىكنيد آگاهتر است .
78 - گفتند اى عزيز او پدر پيرى دارد ( و سخت ناراحت مىشود ) يكى از ما را به جاى او بگير ، ما تو را از نيكوكاران مىبينيم .
79 - گفت پناه بر خدا كه ما غير از آن كس كه متاع خود را نزد او يافتهايم بگيريم كه در آن صورت از ظالمان خواهيم بود !