در برابر سرقتى كه انجام داده است بوده ( 1 ) ، ولى در ميان مصريان اين مجازات معمول نبوده است ، بلكه از طرق ديگر مانند زدن و به زندان افكندن ، سارقين را مجازات مىكردند .
به هر حال اين جمله دليل بر آن نمىشود كه در هيچيك از اديان آسمانى برده گرفتن كيفر سارق بوده است ، چه بسا يك سنت معمولى در ميان گروهى از مردم آن زمان محسوب مىشده ، و در تاريخچه بردگى نيز مىخوانيم كه در ميان اقوام خرافى ، بدهكاران را به هنگامى كه از پرداختن بدهى خود عاجز ميشدند به بردگى مىگرفتند .
5 - سقايه يا صواع
- در آيات فوق گاهى تعبير به « صواع » ( پيمانه ) و گاهى تعبير به « سقايه » ( ظرف آبخورى ) شده است ، و منافاتى ميان اين دو نيست ، زيرا چنين به نظر مىرسد كه اين پيمانه در آغاز ظرف آبخورى « ملك » بوده است ، اما هنگامى كه غلات در سرزمين مصر گران و كمياب و جيره بندى شد ، براى اظهار اهميت آن و اينكه مردم نهايت دقت را در صرفه جويى به خرج دهند ، آن را با ظرف آبخورى مخصوص ملك ، پيمانه مىكردند .
مفسران در خصوصيات اين ظرف مطالب زيادى دارند ، بعضى گفتهاند از نقره بوده ، بعضى گفتهاند از طلا ، و بعضى اضافه كردهاند كه جواهر نشان بوده است ، و در بعضى از روايات غير معتبر نيز اشاره اى به اين گونه مطالب شده است ، اما هيچيك دليل روشنى ندارد .
آنچه مسلم است پيمانه اى بوده كه روزى پادشاه مصر از آن آب مىنوشيده و سپس تبديل به پيمانه شده است .
هامش
( 1 ) طبرسى در مجمع البيان نقل كرده است كه سنت در ميان جمعى از مردم آن زمان اين بوده كه سارق را يك سال به بردگى مىگرفتند و نيز نقل كرده كه خاندان يعقوب ، سارق را به مقدار سرقتش به بردگى مىگرفتند ( تا همان اندازه كار كند ) .