ميوه تكليفش روشن است .
به علاوه اين يك نوع لطافت بيان است كه انسان در مورد ذكر « محبوب » به همه خصوصيات به پردازد اما هنگامى كه به ذكر « مبغوض » مىرسد با يك جمله كوبنده از آن بگذرد ! باز در اينجا مىبينيم مفسران درباره اينكه اين درخت كه « مشبه به » واقع شده است كدام درخت است به بحث پرداختهاند ، بعضى آن را درخت « حنظل » كه ميوه بسيار تلخ و بدى دارد دانستهاند ، و بعضى آن را « كشوت » ( بر وزن سقوط ) كه نوعى گياه پيچيده است كه در بيابانها به بوتههاى خار مىپيچد و از آن بالا مىرود نه ريشه دارد و نه برگ ( توجه داشته باشيد كه شجر در لغت عرب هم به درخت گفته مىشود و هم به گياه ) .
ولى همان گونه كه در تفسير « شجره طيبه » بيان كرديم هيچ لزومى ندارد كه در هر تشبيه « مشبه به » با تمام آن صفات وجود خارجى داشته باشد بلكه هدف مجسم ساختن چهره واقعى كلمه شرك و برنامههاى انحرافى و مردم خبيث است كه آنها همانند درختانى هستند كه همه چيزشان خبيث و ناپاك و هيچگونه ميوه و ثمره و فايده اى جز مزاحمت و توليد درد سر ندارد .
به علاوه وجود درخت ناپاكى كه آن را از ريشه كنده باشند و در بيابان بر سينه طوفان و تند باد قرار گرفته باشد كم نيست .
از آنجا كه در آيات گذشته در دو مثال گويا ، حال « ايمان » و « كفر » و « مؤمن » و « كافر » و به طور كلى « هر پاك » و « ناپاك » تجسم يافت ، در آخرين آيه مورد بحث به نتيجه كار و سرنوشت نهايى آنها مىپردازد .
نخست مىگويد : « خداوند كسانى را كه ايمان آوردهاند به خاطر گفتار و اعتقاد ثابت و پايدارشان ثابت قدم مىدارد ، هم در اين جهان و هم در جهان ديگر
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 336
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٣٣٦