مىشود ، گامهاى نخستين آن از ناحيه خود انسان برداشته شده است ، كار خدا همان تاثيرى است كه در هر عمل آفريده ، و نيز كار خدا مواهب و نعمتها يا سلب نعمتها است كه به مقتضاى شايستگى و عدم شايستگى افراد مقرر مىدارد ( دقت كنيد ) .
تعبير به « ظالمين » بعد از جمله « * ( يُضِلُّ اللَّه ) * » بهترين قرينه براى اين موضوع است ، يعنى تا كسى به ظلم و ستم آلوده نشود نعمت هدايت از او سلب نخواهد شد ، اما پس از آلودگى به ظلم و بيدادگرى ظلمت گناه وجود او را فرا مىگيرد و نور هدايت الهى از قلب او بيرون مىرود ، و اين عين اختيار و آزادى اراده است ، البته اگر به زودى مسير خود را تغيير دهد راه نجات باز است ، ولى پس از استحكام گناه ، بازگشت بسيار مشكل خواهد بود .
نكتهها :
1 - آيا منظور از آخرت در آيه اخير قبر است ؟
در روايات متعددى مىخوانيم كه خداوند انسان را به هنگام ورود در قبرش در برابر سؤالاتى كه فرشتگان از هويت او مىكنند ، بر خط ايمان ثابت نگاه مىدارد و اين است معنى « * ( يُثَبِّتُ اللَّه الَّذِينَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَفِي الآخِرَةِ ) * » .
در بعضى از اين روايات صريحا كلمه « قبر » آمده است ( 1 ) در حالى كه در بعضى ديگر از روايات چنين مىخوانيم كه شيطان به هنگام مرگ به سراغ افراد با ايمان مىآيد و از چپ و راست براى گمراهى او ، به وسوسه مىپردازد اما خداوند اجازه به او نمىدهد كه مؤمن را گمراه كند و اين است معنى * ( يُثَبِّتُ اللَّه الَّذِينَ آمَنُوا . . . ) * »
قال الصادق عليه السلام ان الشيطان لياتى الرجل
هامش
( 1 ) تفسير نور الثقلين جلد 2 صفحه 540 - 541 .