« شكر تكوينى » آن است كه يك موجود از مواهبى كه در اختيار دارد ، براى نمو و رشدش استفاده كند ، فى المثل باغبان مىبيند در فلان قسمت باغ درختان به خوبى رشد و نمو مىكنند و هر قدر از آنها پذيرايى بيشتر مىكند شكوفاتر مىشوند ، همين امر سبب مىشود كه باغبان همت بيشترى به تربيت آن بخش از باغ درختان بگمارد و مراقبت از آنها را به كاركنان خويش توصيه كند چرا كه آن درختان به زبانحال فرياد مىزنند اى باغبان ! ما لا يقيم ، ما شايستهايم ، نعمتت را بر ما افزون كن ، و او هم به اين ندا پاسخ مثبت مىدهد .
و اما در بخش ديگر از باغ درختانى را مىبيند كه پژمرده شدهاند ، « نه طراوتى ، نه برگى ، نه گلى نه سايه دارند » و نه ميوه و برى ، اين كفران نعمت سبب مىشود كه باغبان آنها را مورد بىمهرى قرار دهد ، و در صورتى كه اين وضع ادامه پيدا كند ، دستور مىدهد اره بر پاى آنها بگذارند چرا كه :
« بسوزند چوب درختان بى بر
سزا خود همين است مر ، بىبرى را »
در جهان انسانيت نيز همين حالت وجود دارد با اين تفاوت كه درخت از خود اختيارى ندارد ، و صرفا تسليم قوانين تكوينى است ، اما انسانها با استفاده از نيروى اراده و اختيار و تعليم و تربيت تشريعى ، مىتوانند آگاهانه در اين راه گام بگذارند .
بنا بر اين آن كس كه نعمت قدرت را وسيله ظلم و طغيان قرار مىدهد به زبانحال فرياد مىكشد خداوندا لايق اين نعمت نيستم ، و آن كس كه از آن در مسير اجراى حق و عدالت بهره مىگيرد به زبانحال مىگويد پروردگارا شايستهام افزون كن ! اين واقعيت نيز قابل ترديد نيست كه ما هر وقت در مقام شكر الهى چه با فكر چه با زبان و چه با عمل بر مىآئيم ، خود اين توانايى بر شكر در هر مرحله موهبت تازه اى است و به اين ترتيب اقدام بر شكر ، ما را مديون نعمتهاى تازه او مىسازد و به