تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢
است مورد توجه قرار مىدهيم و مىگوئيم هر كس آن را بخورد ميميرد ، بىخبر از اينكه اين سم يك « ضد سم » هم دارد كه اگر پشت سر آن بخورند اثرش را خنثى مىكند ( البته ممكن است بىخبر هم نباشيم اما نخواهيم يا موقعيت اقتضا نكند كه سخنى از ضد سم بگوئيم ) . ملاحظه مىكنيد در اينجا اين حادثه يعنى « مرگ به خاطر خوردن سم » جنبه قطعى ندارد و به اصطلاح جاى آن « لوح محو و اثبات » است كه تغيير و دگرگونى با توجه به حوادث ديگر در آن راه دارد . ولى اگر حادثه را با علت تامه اش ، يعنى وجود مقتضى ، و اجتماع همه شرائط و از ميان رفتن همه موانع ، در نظر بگيريم ( در مثال بالا ، سم را با نخوردن ضد سم توأم در نظر بگيريم ) در اينجا ديگر حادثه قطعى است و به اصطلاح جايش در لوح محفوظ و ام الكتاب است ، و هيچگونه دگرگونى در آن راه ندارد . اين سخن را به نوع ديگر مىتوان بيان كرد و آن اينكه علم خداوند داراى دو مرحله است « علم به مقتضيات و علل ناقصه » و « علم به علل تامه » آنچه مربوط به مرحله دوم است ، تعبير از آن ام الكتاب و لوح محفوظ مىشود و آنچه مربوط به مرحله اول است تعبير به لوح محو و اثبات مىگردد ( و گر نه لوحى در گوشه اى از آسمان گذارده نشده است كه چيزى روى آن بنويسند يا محو كنند و چيز ديگرى در آن ثبت نمايند ) . و از اينجا به سؤالات بسيارى كه از مطالعه در منابع اسلامى به وجود مىآيد پاسخ گفته مىشود : زيرا گاهى در روايات و يا در بعضى از آيات قرآن مىخوانيم : فلان كار موجب فلان اثر و نتيجه مىشود ، اما ما گاهى چنان نتيجه اى را در آن نمىبينيم . اين به خاطر آن است كه تحقق آن نتيجه ، داراى شرائط و يا موانعى بوده است كه بر اثر فقدان شرط يا وجود مانع ، تحقق نيافته است .