است و ديگرى به معنى دفاع و نگهدارى .
آيه بعد در حقيقت پاسخى است به ايرادات مختلفى كه دشمنان پيامبر ص داشتند :
از جمله اينكه : گروهى مىگفتند مگر پيامبر ممكن است از جنس بشر باشد ، و همسر اختيار كند و فرزندانى داشته باشد ، آيه فوق به آنها پاسخ مىگويد :
« اين امر تازه اى نيست ما پيش از تو پيامبران بسيارى فرستاديم و براى آنها همسران و فرزندان قرار داديم » ( * ( وَلَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلًا مِنْ قَبْلِكَ وَجَعَلْنا لَهُمْ أَزْواجاً وَذُرِّيَّةً ) * ) ( 1 ) .
ايراد آنها نشان مىدهد كه يا از تاريخ انبياء بىخبرند و يا خود را به نادانى و بىخبرى مىزنند ، و گرنه اين ايراد را نمىكردند .
ديگر اينكه آنها انتظار دارند كه هر معجزه اى را پيشنهاد مىكنند و هر چه هوا و هوسشان اقتضا مىكند انجام دهى ( چه ايمان بياورند يا نياورند ) ولى آنها بايد بدانند : « هيچ پيامبرى نمىتواند معجزه اى جز به فرمان خداوند بياورد » ( * ( وَما كانَ لِرَسُولٍ أَنْ يَأْتِيَ بِآيَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّه ) * ) .
سومين ايراد اين بود كه چرا پيامبر اسلام ص آمده و احكامى از تورات يا انجيل را دگرگون ساخته ، مگر نه اين است كه اينها كتب آسمانى است و از طرف خدا نازل شده ؟ مگر ممكن است خداوند فرمان خود را نقض كند ؟ ( اين ايراد مخصوصا با آنچه از يهود معروف است كه معتقد به عدم امكان نسخ احكام بودند كاملا هماهنگ است ) .
هامش
( 1 ) بعضى از مفسرين شان نزولى براى آيه فوق ذكر كرده و گفتهاند پاسخى است به ايراد كسانى كه به تعدد همسران پيامبر ايراد مىگرفتند در حالى كه سوره رعد ظاهرا مكى است و در مكه تعدد همسر مطرح نبود .