تو عملى نمىشود ، مىفرمايد : « و اگر پاره اى از آنچه را به آنها وعده دادهايم ( از پيروزى تو و شكست آنها و رهايى پيروان تو و اسارت پيروان آنها در دوران حياتت به تو نشان دهيم و يا ترا پيش از آنكه اين وعدهها تحقق پذيرد از دنيا ببريم در هر صورت وظيفه تو ابلاغ رسالت است و وظيفه ما گرفتن حساب از آنهاست » ( * ( وَإِنْ ما نُرِيَنَّكَ بَعْضَ الَّذِي نَعِدُهُمْ أَوْ نَتَوَفَّيَنَّكَ فَإِنَّما عَلَيْكَ الْبَلاغُ وَعَلَيْنَا الْحِسابُ ) * ) .
به دو نكته مهم توجه فرمائيد :
1 - لوح محو و اثبات و ام الكتاب .
گر چه جمله « * ( يَمْحُوا اللَّه ما يَشاءُ وَيُثْبِتُ . . . ) * » در آيات فوق در زمينه نزول معجزات يا كتب آسمانى به پيامبران وارد شده ولى يك قانون كلى و شامل را بيان مىكند كه در منابع مختلف اسلامى نيز به آن اشاره شده است ، و آن اينكه :
تحقق موجودات و حوادث مختلف جهان دو مرحله دارد : يكى مرحله قطعيت كه هيچگونه دگرگونى در آن راه ندارد ( و در آيه فوق از آن اشاره به * ( أُمُّ الْكِتابِ ) * « كتاب مادر » شده است ) و ديگرى مرحله غير قطعى به تعبير ديگر « مشروط » است كه در اين مرحله دگرگونى در آن راه دارد ، و از آن تعبير به مرحله محو و اثبات مىشود .
گاهى نيز از اين دو ، تعبير به « لوح محفوظ » و « لوح محو و اثبات » مىشود ، گويى در يكى از اين دو لوح ، آنچه نوشته شده است به هيچوجه دگرگونى در آن راه ندارد و كاملا محفوظ است و اما ديگرى ممكن است ، چيزى در آن نوشته شود و سپس محو گردد و بجاى آن چيز ديگرى نوشته شود .
و اما حقيقت امر اين است كه گاهى يك حادثه را با اسباب و علل ناقصه آن در نظر مىگيريم مثلا سم كشنده اى را كه مقتضاى طبيعتش نابود كردن يك انسان