كه منظور از عربيت ، همان فصاحت و روشنى بيان و خالى بودن از پيچ و خم است .
اين تعبير در هفت سوره از سورههاى قرآن آمده است ، ولى در چند مورد نيز « لِسانٌ عَرَبِيٌّ مُبِينٌ » يا مانند آن ذكر شده است كه آن نيز ممكن است به همين معنى ، يعنى روشنى بيان و خالى بودن از ابهام ، بوده باشد .
البته در اين مورد خاص ممكن است اشاره به زبان عربى نيز باشد ، چرا كه خداوند هر پيامبرى را به زبان قوم خود مبعوث مىكرد ، تا براى نخستين بار قوم و ملت خويش را هدايت كند ، سپس دامنه اين انقلاب را به نقاط ديگر گسترش دهد .
بعد با لحنى تهديدآميز و قاطع ، پيامبر ص را مخاطب ساخته ، مىگويد :
« اگر از هوا و هوسهاى آنها بعد از آنكه حقيقت بر تو آشكار شد پيروى كنى به كيفر الهى مجازات خواهى شد و هيچكس در برابر خدا قدرت حمايت از تو و نگهداريت را نخواهد داشت » ( * ( وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْواءَهُمْ بَعْدَ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ ما لَكَ مِنَ اللَّه مِنْ وَلِيٍّ وَلا واقٍ ) * ) .
گر چه احتمال انحراف ، مسلما در پيامبر ص با آن مقام عصمت و معرفت و آگاهى وجود نداشته ، اما اين تعبير اولا روشن مىسازد كه خدا با هيچكس ارتباط خصوصى و به اصطلاح خويشاوندى ندارد ، و حتى اگر پيامبر ، مقامش و الا است به خاطر تسليم و عبوديت و ايمان و استقامت او است ، ثانيا تاكيدى است براى ديگران ، زيرا جايى كه پيامبر ص در صورت انحراف از مسير حق و گرايش به خط باطل ، مصونيتى از مجازات الهى نداشته باشد حساب ديگران آشكار است ، اين درست به آن ميماند كه شخصى فرزند درستكار خود را مخاطب مىسازد و مىگويد :
« اگر دست از پا خطا كنى مجازاتت مىكنم تا ديگران حساب خويش را برسند » .
اين نكته نيز لازم به يادآورى است كه « ولى » ( سرپرست و حافظ ) و « واق » ( نگهدارنده ) گر چه از نظر معنى شبيهند ولى اين تفاوت را دارند كه يكى جنبه اثباتى را بيان مىكند و ديگرى جنبه نفى را ، يكى به معنى نصرت و يارى
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 238
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٢٣٨