تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤
راستين از اهل كتاب از نزول آيات قرآن بر پيامبر ص خوشحال بودند ، در آيه 52 سوره قصص چنين مىخوانيم الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ مِنْ قَبْلِه هُمْ بِه يُؤْمِنُونَ : « آنهايى كه پيش از آن كتاب آسمانى در اختيارشان قرار داده بوديم به اين قرآن ايمان مىآورند » . سپس اضافه مىكند : « ولى جمعى از احزاب قسمتى از آياتى را كه بر تو نازل شده است انكار مىكنند » ( * ( وَمِنَ الأَحْزابِ مَنْ يُنْكِرُ بَعْضَه ) * ) . منظور از اين گروه همان جمعيت از يهود و نصارى بوده‌اند كه تعصبهاى قومى و مذهبى و مانند آن بر آنها غلبه داشته ، و به همين جهت قرآن از آنها به اهل كتاب تعبير نكرده چرا كه آنها تسليم در برابر كتب آسمانى خودشان نيز نبودند ، بلكه آنها در حقيقت « احزاب » و گروه هايى بودند كه تنها خط حزبى خودشان را دنبال مىكردند ، اين گروه آنچه را با سليقه و ميل و پيش داوريشان هماهنگ نبود منكر مىشدند . اين احتمال نيز داده شده كه « احزاب » اشاره به مشركان بوده باشد چرا كه در سوره احزاب نيز با همين تعبير از آنها ياد شده است ، آنها در حقيقت آئين و مذهبى نداشتند بلكه احزاب و گروه‌هاى پراكنده اى بودند كه مخالفت با قرآن و اسلام آنها را متحد ساخته بود . مرحوم طبرسى مفسر بزرگ و بعضى ديگر از مفسران از ابن عباس چنين نقل كرده‌اند كه آيه فوق اشاره به انكار بتپرستان نسبت به توصيف خداوند به صفت « رحمان » است كه اهل كتاب مخصوصا يهود به خاطر آشنايى به اين توصيف از وجود كلمه « رحمان » در آيات قرآن اظهار خوشحالى مىكردند و مشركان مكه كه با اين وصف ، ناآشنا بودند ، آن را به سخريه مىگرفتند . در پايان آيه به پيامبر ص دستور مىدهد كه به مخالفت و لجاجت اين و آن اعتنا مكن بلكه در خط اصيل و صراط مستقيم خود بايست و « بگو من تنها مامورم