قريش توصيف خداوند را به رحمان ، نمىپسنديدند و چون چنين چيزى در ميان آنها معمول نبود آن را به باد استهزاء گرفتند ، در حالى كه آيات فوق تاكيد و اصرار بر آن دارد ، چرا كه لطف خاصى در اين كلمه نهفته است ، زيرا مىدانيم صفت رحمانيت خداوند اشاره به لطف عام او است كه دوست و دشمن را فرا مىگيرد ، و مؤمن و كافر مشمول آن است ، در برابر صفت رحيميت كه اشاره به رحمت خاص ايزدى در مورد بندگان صالح و مؤمنان است .
يعنى شما چگونه به خدايى كه منبع لطف و كرم است و حتى دشمنان خويش را مشمول لطف و رحمتش قرار مىدهد ايمان نمىآوريد ، اين نهايت نادانى شما است .
2 - چرا پيامبر تسليم درخواست معجزات نشد ؟
باز در اينجا به گفتار كسانى برخورد مىكنيم كه مىپندارند پيامبر اسلام جز قرآن معجزه اى نداشت و از آياتى شبيه آيات فوق كمك مىگيرند ، چرا كه ظاهر اين آيات مىگويد پيامبر در برابر درخواست معجزات مختلف از قبيل عقب راندن كوههاى مكه و شكافتن زمين آنجا و آشكار شدن نهرها و زنده كردن مردگان و سخن گفتن با آنها ، دست رد به سينه تقاضا كنندگان زد .
ولى بارها گفتهايم اعجاز تنها براى نشان دادن چهره حقيقت است ، براى آنها كه حقيقت طلب مىباشند ، نه اينكه پيامبر ص به صورت يك معجزه گر درآيد و هر كس هر عملى پيشنهاد كرد انجام دهد و تازه حاضر به قبول آن نباشند .
اين گونه درخواست معجزه ( معجزات اقتراحى ) تنها از ناحيه افراد لجوج و سبك مغزى انجام مىگرفت كه حاضر به قبول هيچ حقى نبودند .
و اتفاقا نشانههاى اين امر در آيات فوق به خوبى به چشم مىخورد ، چرا كه در آخرين آيه مورد بحث ديديم كه سخن از استهزاى پيامبر ص به ميان آمده ، يعنى آنها نمىخواستند چهره حق را ببينند ، بلكه با اين پيشنهادها مىخواستند