اين فرمان نهايى ممكن است اشاره به مرگ ، يا روز قيامت باشد و يا به گفته بعضى « فتح مكه » كه آخرين قدرت دشمن را در هم شكست .
و به هر حال وعده خدا قطعى است ، « و خداوند هيچگاه از وعده خود تخلف نخواهد كرد » ( * ( إِنَّ اللَّه لا يُخْلِفُ الْمِيعادَ ) * ) .
آخرين آيه مورد بحث روى سخن را به پيامبر ص كرده مىگويد : تنها تو نيستى كه با تقاضاهاى گوناگون و پيشنهاد معجزات اقتراحى از طرف اين گروه كافر به استهزاء و سخريه كشيده شده اى ، اين يك سابقه طولانى در تاريخ انبياء دارد « و بسيارى از رسولان پيش از تو نيز مورد استهزاء واقع شدند » ( * ( وَلَقَدِ اسْتُهْزِئَ بِرُسُلٍ مِنْ قَبْلِكَ ) * ) .
ولى ما اين كافران را فورا مجازات نكرديم ، « بلكه به آنها مهلت داديم » ( * ( فَأَمْلَيْتُ لِلَّذِينَ كَفَرُوا ) * ) .
شايد بيدار شوند و شايد به راه حق بازگردند و يا حد اقل اتمام حجت كافى بر آنها بشود . چرا كه اگر آنها بدكار و گنهكارند مهربانى خداوند و لطف و كرم و حكمت او جايى نرفته است ! ولى به هر حال اين مهلت و تاخير به آن معنى نيست كه مجازات و كيفر آنان فراموش شود ، لذا « پس از اين مهلت آنها را گرفتيم و ديدى چگونه آنها را مجازات كرديم » ؟ ! اين سرنوشت در انتظار قوم لجوج تو نيز هست ( * ( ثُمَّ أَخَذْتُهُمْ فَكَيْفَ كانَ عِقابِ ) * ) .
نكتهها :
1 - چرا روى كلمه « رحمان » تكيه شده است ؟
آيات فوق و شان نزولى كه در باره آن ذكر شده نشان مىدهد كه كفار