و توجه دادن واقعيات زندگى و سرنوشت شوم تبهكاران و بالآخره بيان راه پيروزى و موفقيت ، قسمتهاى قابل ملاحظه اى از تاريخ انبياء پيشين بيان شده است :
نخست از داستان « نوح ع » پيامبر اولوا العزمى شروع مىكند كه ضمن 26 آيه نقاط اساسى تاريخ او را به صورت تكان دهنده اى شرح مىدهد .
بدون شك داستان قيام نوح ع و مبارزه سر سختانه و پى گيرش با مستكبرين عصر خويش ، و سر انجام شوم آنها ، يكى از عبرت انگيزترين فرازهاى تاريخ بشر است كه در هر گامى از آن ، درس عبرت مهمى نهفته است .
آيات فوق نخستين مرحله اين دعوت بزرگ را بيان كرده و مىگويد :
« ما نوح را به سوى قومش فرستاديم ، او به آنها اعلام كرد كه من بيم دهنده آشكارى هستم » ( * ( وَلَقَدْ أَرْسَلْنا نُوحاً إِلى قَوْمِه إِنِّي لَكُمْ نَذِيرٌ مُبِينٌ ) * ) .
تكيه روى مساله « انذار و بيم دادن » با اينكه پيامبران هم بيم دهنده بودند و هم بشارت دهنده ، به خاطر آن است كه ضربههاى نخستين انقلاب بايد از اعلام خطر و انذار شروع شود ، چرا كه تاثير اين كار در بيدار ساختن خفتگان و غافلان از بشارت بيشتر است .
اصولا انسان تا احساس خطر مهمى نكند از جا حركت نخواهد كرد و به همين دليل انذارها و اعلام خطرهاى انبيا به صورت تازيانه هايى بر ارواح بىدرد گمراهان چنان فرود مىآمد كه هر كس قابليت حركتى داشت به حركت در آيد ! و نيز به همين دليل در آيات زيادى از قرآن ( مانند 49 حج - 115 شعراء - 50 عنكبوت - 42 فاطر - 70 ص - 9 احقاف - 50 ذاريات و آيات ديگر ) همه روى همين كلمه « نذير » به هنگام بيان دعوت انبياء تكيه شده است .
در آيه بعد پس از ضربه نخستين ، محتواى رسالت خود را در يك جمله
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 69
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٦٩